1
00:01:38,810 --> 00:01:41,810
شما دو دقیقه‌ی دیگر پخش زنده دارید، عالیجناب.

2
00:01:43,560 --> 00:01:44,750
جناب؟

3
00:01:54,710 --> 00:01:57,060
پشت میکروفون بروید و کارتان را انجام دهید، قربان.

4
00:01:58,860 --> 00:02:02,400
مطمئنم عالی خواهید بود. فقط عجله نکنید.

5
00:02:14,500 --> 00:02:15,830
وقت رفتن است.

6
00:02:23,840 --> 00:02:25,300
عصر به خیر.

7
00:02:25,350 --> 00:02:28,530
این برنامه‌ی ملی بی‌بی‌سی و شبکه‌های امپراتوری است

8
00:02:28,580 --> 00:02:30,510
که شما را به ورزشگاه ومبلی می‌برد

9
00:02:30,510 --> 00:02:33,840
برای مراسم اختتامیه‌ی نمایشگاه امپراتوری.

10
00:02:33,840 --> 00:02:35,570
جایی که عالیجناب

11
00:02:35,570 --> 00:02:38,590
دوک یورک، پیامی از سوی پدرشان را قرائت خواهند کرد؛

12
00:02:38,590 --> 00:02:41,150
اعلیحضرت، شاه جرج پنجم.

13
00:02:41,350 --> 00:02:45,160
۵۸ مستعمره و قلمروی بریتانیا در آن شرکت داشته‌اند،

14
00:02:45,170 --> 00:02:48,960
و این را به بزرگترین نمایشگاهی تبدیل کرده که در هر جای دنیا برپا شده است.

15
00:02:49,200 --> 00:02:50,800
به خاطر داشته باشید قربان، سه بار چشمک زدن؛

16
00:02:50,800 --> 00:02:53,230
بعد چراغ قرمز ثابت یعنی شما زنده هستید (پخش می‌شوید).

17
00:02:53,230 --> 00:02:55,350
با استفاده از اختراع جدید رادیو،

18
00:02:55,350 --> 00:02:57,100
مراسم افتتاحیه اولین باری بود که...

19
00:02:57,100 --> 00:03:01,510
اعلیحضرت شاه، مردم خود را از طریق بی‌سیم (رادیو) مخاطب قرار دادند.

20
00:03:01,900 --> 00:03:04,120
در پایان فصل اول،

21
00:03:04,130 --> 00:03:06,400
ولیعهد، عالیجناب...

22
00:03:06,400 --> 00:03:09,280
شاهزاده‌ی ولز، اولین پخش خود را انجام داد.

23
00:03:09,800 --> 00:03:13,910
و امروز، برادر کوچکترش، عالیجناب،

24
00:03:13,940 --> 00:03:16,000
دوک یورک، اولین

25
00:03:16,000 --> 00:03:19,290
پخش افتتاحیه‌ی خود را برای ملت و جهان انجام خواهد داد.

26
00:04:23,690 --> 00:04:25,400
من دریافت کرده‌ام...

27
00:04:34,120 --> 00:04:37,440
از سوی اعلیحضرت...

28
00:04:55,990 --> 00:04:57,510
شاه...

29
00:05:22,980 --> 00:05:27,080
عمیقاً در ریه‌هایتان نفس بکشید... عالیجناب.

30
00:05:28,740 --> 00:05:30,990
حنجره‌تان را شل می‌کند، اینطور نیست؟

31
00:05:32,560 --> 00:05:36,240
سیگار کشیدن اعصاب را آرام می‌کند و به شما اعتماد به نفس می‌دهد.

32
00:05:38,230 --> 00:05:42,750
حالا، اگر عالیجناب لطف کنند و دستشان را باز کنند.

33
00:05:51,810 --> 00:05:53,930
ضدعفونی شده است.

34
00:05:53,930 --> 00:05:56,810
یک، دو، سه،

35
00:05:57,700 --> 00:06:03,500
چهار، پنج، شش، هفت.

36
00:06:04,080 --> 00:06:05,590
حالا، اگر اجازه بدهید،

37
00:06:05,640 --> 00:06:07,790
آنها را در دهان شما بگذارم.

38
00:06:09,870 --> 00:06:12,250
ببخشید دکتر. هدف از این کار چیست؟

39
00:06:12,300 --> 00:06:16,480
این روش کلاسیک است، دموستن را درمان کرد.

40
00:06:16,520 --> 00:06:18,440
آن در یونان باستان بود.

41
00:06:18,490 --> 00:06:19,700
از آن زمان تا حالا جواب داده است؟

42
00:06:21,930 --> 00:06:25,440
حالا، اگر لطف کنید و بخوانید.

43
00:06:26,250 --> 00:06:27,820
«انبوهی از واژگان.»

44
00:06:35,450 --> 00:06:37,660
با آن تیله‌ها بجنگید، عالیجناب.

45
00:06:41,150 --> 00:06:42,490
تلفظ کنید!

46
00:06:46,210 --> 00:06:49,110
کمی بیشتر تمرکز، عالیجناب.

47
00:06:52,900 --> 00:06:55,290
نزدیک بود آن چیزهای لعنتی را قورت بدهم!

48
00:06:56,440 --> 00:06:57,780
بسیار سپاسگزارم، دکتر،

49
00:06:57,820 --> 00:07:01,440
بسیار... هوم... جالب بود.

50
00:07:02,000 --> 00:07:02,920
عالیجناب.

51
00:07:05,680 --> 00:07:07,340
بگذارید... تیله‌ها!

52
00:07:07,380 --> 00:07:10,060
او می‌تواند تیله‌های لعنتی خودش را بگذارد.

53
00:07:16,300 --> 00:07:18,780
تیک، تاک. تیک، تاک.

54
00:07:20,800 --> 00:07:23,200
می‌دانی، نمی‌توانی این کار را ادامه دهی، برتی.

55
00:07:26,030 --> 00:07:27,030
می‌دانم.

56
00:07:31,020 --> 00:07:35,480
به من قول بده. قول بده، دیگر نه.

57
00:09:03,800 --> 00:09:06,690
سلام. کسی آنجاست؟

58
00:09:07,200 --> 00:09:08,500
من تازه تو دستشویی هستم.

59
00:09:19,340 --> 00:09:20,900
آه، خانم جانسون، شما اینجا هستید.

60
00:09:22,000 --> 00:09:25,000
متاسفم، منشی ندارم. دوست دارم مسائل را ساده نگه دارم.

61
00:09:25,200 --> 00:09:28,460
«فقیر و قانع، ثروتمند است و به اندازه‌ی کافی دارا.»

62
00:09:28,960 --> 00:09:31,160
- ببخشید؟ - شکسپیر. حال شما چطور است؟

63
00:09:32,960 --> 00:09:34,500
خوشبختم.(اوضاع چطوره ؟)

64
00:09:34,530 --> 00:09:35,700
اوه، دارم می‌گذرانم.

65
00:09:35,750 --> 00:09:39,760
اوم، حالا، این کمی ناخوشایند است، اما می‌ترسم شما دیر کرده‌اید.

66
00:09:40,980 --> 00:09:42,990
بله، می‌ترسم اینطور باشد.

67
00:09:42,990 --> 00:09:43,940
آقای جانسون کجاست؟

68
00:09:44,440 --> 00:09:46,750
آه... او نمی‌داند من اینجا هستم.

69
00:09:47,500 --> 00:09:49,430
این شروع خوبی نیست.

70
00:09:50,290 --> 00:09:52,440
نه. نه، ببینید،

71
00:09:53,280 --> 00:09:56,080
همسرم همه را دیده است، ولی بی‌نتیجه.

72
00:09:56,500 --> 00:09:57,910
بسیار می‌ترسم که او امیدش را از دست داده باشد.

73
00:09:58,250 --> 00:09:59,880
او من را ندیده است.

74
00:09:59,880 --> 00:10:01,440
شما به خودتان خیلی اطمینان دارید.

75
00:10:01,470 --> 00:10:04,100
خب، من به هر کسی که بخواهد درمان شود اطمینان دارم.

76
00:10:04,150 --> 00:10:05,600
البته، او آرزوی درمان دارد.

77
00:10:06,000 --> 00:10:10,140
همسرم اوم... خب، او باید در ملأ عام صحبت کند.

78
00:10:10,150 --> 00:10:12,000
شاید باید شغلش را عوض کند؟

79
00:10:12,500 --> 00:10:13,610
نمی‌تواند.

80
00:10:14,560 --> 00:10:16,060
بردگی قراردادی؟

81
00:10:16,600 --> 00:10:18,600
چیزی شبیه به آن. بله.

82
00:10:19,690 --> 00:10:21,610
خب باید شوهرتان را سریع بیاورید اینجا.

83
00:10:21,660 --> 00:10:24,990
اوم.. سه‌شنبه خوب خواهد بود...

84
00:10:25,020 --> 00:10:26,990
او می‌تواند جزئیات شخصی خود را به من بدهد

85
00:10:26,990 --> 00:10:29,630
و من ارزیابی صریحی انجام می‌دهم و بعد، از آنجا ادامه می‌دهیم.

86
00:10:29,680 --> 00:10:31,080
دکتر، مرا ببخشید.

87
00:10:31,080 --> 00:10:34,100
من شوهر ندارم (به این شکل). ما سریع نمی‌آییم.

88
00:10:34,100 --> 00:10:37,430
و هرگز درباره‌ی زندگی خصوصی‌مان صحبت نمی‌کنیم.

89
00:10:37,430 --> 00:10:39,680
شما... باید پیش ما بیایید.

90
00:10:39,680 --> 00:10:43,450
متاسفم خانم جانسون، بازی من، زمین من، قوانین من.

91
00:10:43,480 --> 00:10:45,490
شما باید این را با همسرتان در میان بگذارید

92
00:10:45,490 --> 00:10:48,260
و بعد می‌توانید با من تلفنی صحبت کنید.

93
00:10:48,310 --> 00:10:51,890
بسیار متشکرم که آمدید... عصر به خیر.

94
00:10:55,770 --> 00:10:57,270
و اگر همسر من دوک یورک باشد چه؟

95
00:10:57,320 --> 00:10:59,030
دوک یورک؟

96
00:10:59,060 --> 00:11:01,930
بله... دوک یورک.

97
00:11:13,070 --> 00:11:16,160
فکر کردم وقت ملاقات برای جانسون بود؟ مرا ببخشید، عالی...؟

98
00:11:16,210 --> 00:11:17,960
عالیجناب.

99
00:11:17,970 --> 00:11:19,880
جانسون در طول جنگ بزرگ استفاده می‌شد؛

100
00:11:20,180 --> 00:11:22,660
وقتی نیروی دریایی نمی‌خواست دشمن بداند او در کشتی است.

101
00:11:22,660 --> 00:11:24,840
آیا من... دشمن محسوب می‌شوم؟

102
00:11:25,380 --> 00:11:27,850
خواهید بود، اگر همکاری نکنید.

103
00:11:28,880 --> 00:11:31,540
و شما باید کاملاً محرمانه عمل کنید.

104
00:11:31,730 --> 00:11:36,750
البته. چطور من را پیدا کردید، عالیجناب؟

105
00:11:36,780 --> 00:11:40,170
رئیس انجمن گفتاردرمانگران.

106
00:11:40,210 --> 00:11:42,730
ایلین مک‌کلئود؟ او زن خوش‌مشربی است.

107
00:11:42,770 --> 00:11:44,450
دکتر مک‌کلئود به من هشدار داد که روش‌های

108
00:11:44,450 --> 00:11:48,020
ضداستوایی (استرالیایی) شما غیرمتعارف و بحث‌برانگیز است.

109
00:11:48,060 --> 00:11:51,590
من به او هشدار دادم... آن کلمات مورد علاقه‌ی من نبودند.

110
00:11:52,200 --> 00:11:53,660
من می‌توانم همسرتان را درمان کنم.

111
00:11:53,670 --> 00:11:56,850
اما برای اینکه روش من جواب دهد، به اعتماد و برابری کامل نیاز دارم؛

112
00:11:57,160 --> 00:12:00,230
اینجا، در امنیت اتاق مشاوره‌ی من.

113
00:12:01,390 --> 00:12:03,100
هیچ استثنایی ندارد.

114
00:12:05,030 --> 00:12:06,930
خب پس، در آن صورت...

115
00:12:15,250 --> 00:12:16,800
کی می‌توانید شروع کنید؟

116
00:12:25,870 --> 00:12:27,520
هنوز کمی خشن به نظر می‌رسی، رفیق.

117
00:12:27,570 --> 00:12:29,400
تو باعث می‌شوی خیلی آهسته برانم، بابا!

118
00:12:29,450 --> 00:12:31,420
مادر را از بازی پل (بریج) سوار کردی؟

119
00:12:31,470 --> 00:12:33,210
بله، تمام روز به ندرت از ماشین بیرون آمدم.

120
00:12:33,260 --> 00:12:36,560
امروز بعدازظهر یک بازدیدکننده‌ی ویژه داشتم.

121
00:12:36,560 --> 00:12:39,400
- اجازه می‌دهید از میز بلند شوم؟ - چقدر ویژه؟ ویژه؟

122
00:12:39,450 --> 00:12:41,010
نه، باید بمانی، از کسالت مرده،

123
00:12:41,010 --> 00:12:43,200
و به حرف‌های بی‌مزه‌ی پدر و مادرت گوش کنی.

124
00:12:43,250 --> 00:12:44,500
- ممنون بابا.. - و مامان.

125
00:12:44,500 --> 00:12:45,020
و مامان.

126
00:12:45,020 --> 00:12:47,100
- منم همینطور. - با جین قرار داری؟

127
00:12:47,140 --> 00:12:49,470
نه، یکی دیگه.

128
00:12:50,800 --> 00:12:55,060
دکتر؟ دکتر؟ نمی‌توانی به برادرت در شستن کمک کنی...

129
00:12:55,060 --> 00:12:56,860
خوبم.

130
00:12:56,890 --> 00:12:58,360
اون کیه لیونل؟

131
00:12:58,360 --> 00:13:01,150
چرا مطرحش می‌کنی اگر نمی‌توانی درباره‌اش حرف بزنی؟

132
00:13:01,150 --> 00:13:06,150
میرتل، فقط یک زن است که به دنبال کمک برای شوهرش است.

133
00:13:06,180 --> 00:13:07,840
اوه! و من یک تماس داشتم.

134
00:13:07,890 --> 00:13:09,760
برای یک تست بازیگری.

135
00:13:09,760 --> 00:13:12,610
- یکی از نقش‌های محبوبم. - مگر همه‌شان اینطور نیستند؟

136
00:13:12,640 --> 00:13:14,490
می‌تواند خیلی سرگرم‌کننده باشد.

137
00:13:15,440 --> 00:13:16,650
مطمئنم عالی خواهی بود.

138
00:13:16,700 --> 00:13:19,320
آنها یک گروه بسیار معتبر هستند.

139
00:13:21,240 --> 00:13:22,440
اهل پاتنی.

140
00:13:23,790 --> 00:13:25,380
فردا، فصل چهارم.

141
00:13:25,380 --> 00:13:26,300
پرواز

142
00:13:26,300 --> 00:13:29,770
- مامان، من اصلاً نمی‌دانم آنها پرواز می‌کنند. - بی‌صبرانه منتظرم

143
00:13:29,770 --> 00:13:31,010
اوه، برای پرواز کردن

144
00:13:31,530 --> 00:13:32,780
چه خوش‌شانس بودند!

145
00:13:33,700 --> 00:13:35,960
حالا بابا یک داستان بگو!

146
00:13:39,990 --> 00:13:42,140
می‌توانم به جای آن یک پنگوئن باشم؟

147
00:13:45,440 --> 00:13:49,280
خب، حالا من داستان پنگوئن می‌خواهم.

148
00:13:52,200 --> 00:13:53,450
خیلی سریع.

149
00:13:56,650 --> 00:13:59,590
روزی روزگاری، دو شاهدخت بودند.

150
00:13:59,950 --> 00:14:02,730
شاهدخت الیزابت و شاهدخت مارگارت.

151
00:14:03,430 --> 00:14:05,390
که بابایشان یک پنگوئن بود.

152
00:14:08,360 --> 00:14:11,610
این به خاطر این بود که یک جادوگر شیطانی او را به پنگوئن تبدیل کرده بود.

153
00:14:13,460 --> 00:14:14,920
این برای او ناخوشایند بود.

154
00:14:14,920 --> 00:14:21,350
چون او عاشق این بود که شاهدخت‌هایش را در آغوش بگیرد...

155
00:14:21,350 --> 00:14:26,320
و پنگوئن نمی‌تواند چون بال‌هایی مثل شاه‌ماهی دارد.

156
00:14:26,320 --> 00:14:28,700
شاه‌ماهی که بال ندارد.

157
00:14:29,100 --> 00:14:33,340
پنگوئن‌ها بال‌هایی دارند که شبیه شاه‌ماهی است...

158
00:14:35,300 --> 00:14:37,020
و بدتر از همه...

159
00:14:37,500 --> 00:14:40,700
این بود که او را به قطب جنوب فرستاد.

160
00:14:40,990 --> 00:14:43,130
که برگشتنش راه بسیار طولانی‌ای است.

161
00:14:45,230 --> 00:14:46,940
اگر نتوانی پرواز کنی.

162
00:14:46,980 --> 00:14:49,290
پس... وقتی به آب رسید،

163
00:14:49,650 --> 00:14:52,330
آنقدر سریع در اعماق شیرجه زد...

164
00:14:52,330 --> 00:14:55,150
که تا وقت ناهار در آب‌های ساوتهمپتون بود.

165
00:14:55,150 --> 00:14:59,080
و از آنجا، سوار قطار ۲:۳۰ به وِیبریج شد،

166
00:14:59,120 --> 00:15:01,530
در کلافام جانکشن تغییر مسیر داد و...

167
00:15:01,530 --> 00:15:05,660
از یک اردک سرسبز که رد می‌شد، راه کاخ باکینگهام را پرسید.

168
00:15:06,100 --> 00:15:08,790
او در رودخانه‌ی تیمز شنا کرد، از دریچه‌ی تخلیه بیرون آمد،

169
00:15:08,790 --> 00:15:10,370
و آشپز را،

170
00:15:10,370 --> 00:15:13,700
مامان و خانم ویتاکر را کاملاً شوکه کرد.

171
00:15:14,200 --> 00:15:16,950
حالا وقتی دخترها همه‌ی این سر و صدا را شنیدند،

172
00:15:16,990 --> 00:15:21,240
به آشپزخانه دویدند و او را خوب شستند،

173
00:15:21,240 --> 00:15:22,900
یک ماهی خال‌دار و یک بوسه به او دادند.

174
00:15:24,300 --> 00:15:25,790
و وقتی او را بوسیدند،

175
00:15:27,570 --> 00:15:28,970
حدس بزنید به چه چیزی تبدیل شد؟

176
00:15:29,020 --> 00:15:30,740
یک شاهزاده‌ی خوش‌تیپ.

177
00:15:30,740 --> 00:15:32,490
یک آلباتروس دم‌کوتاه.

178
00:15:33,610 --> 00:15:35,540
با بال‌هایی آنقدر بزرگ...

179
00:15:36,200 --> 00:15:40,640
که می‌توانست هر دو دخترش را با هم در آنها بپیچد.

180
00:15:41,650 --> 00:15:43,790
حالا، حالا... وقت خواب است. بیایید.

181
00:15:43,790 --> 00:15:45,500
این اسب‌ها را به اصطبل ببرید.

182
00:15:45,500 --> 00:15:47,500
- سریع، الان دقیقاً یک دقیقه وقت دارید. - شب بخیر.

183
00:15:48,500 --> 00:15:50,000
به آنها غذا دهید، حمامشان کنید و به رختخواب.

184
00:15:51,420 --> 00:15:52,790
خانم سیمپسون آنجا خواهد بود؟

185
00:15:53,800 --> 00:15:55,200
برادرم اصرار دارد.

186
00:15:56,710 --> 00:15:58,090
او جدی است؟

187
00:16:00,100 --> 00:16:01,550
در مورد آمدنش به شام؟

188
00:16:01,600 --> 00:16:03,230
نه، در مورد خودش (ازدواج با او).

189
00:16:06,280 --> 00:16:07,980
یک زن متأهل؟ او نمی‌تواند.

190
00:16:08,030 --> 00:16:08,980
او می‌تواند (متأهل باشد).

191
00:16:10,300 --> 00:16:13,310
راستی، فکر می‌کنم کسی را پیدا کرده‌ام که نسبتاً جالب است.

192
00:16:13,340 --> 00:16:14,660
در خیابان هارلی. یک دکتر.

193
00:16:14,710 --> 00:16:15,660
قابل بحث نیست (غیرممکن است).

194
00:16:15,710 --> 00:16:20,470
این گفتگو را دوباره تکرار نمی‌کنم. موضوع تمام شده است.

195
00:16:21,000 --> 00:16:22,800
روش او به نظر نسبتاً متفاوت می‌آید....

196
00:16:25,850 --> 00:16:26,840
الان؟

197
00:16:26,870 --> 00:16:28,780
الان.

198
00:16:37,000 --> 00:16:39,380
«حالا زمستان ناخشنودی ما،

199
00:16:39,430 --> 00:16:44,150
به تابستانی باشکوه تبدیل شد به این خورشید یورک.

200
00:16:44,150 --> 00:16:47,290
و تمام ابرهایی که بر خانه‌ی ما سایه افکنده بودند

201
00:16:47,320 --> 00:16:49,890
در اعماق سینه‌ی اقیانوس دفن شدند.

202
00:16:49,890 --> 00:16:54,690
حالا پیشانی‌های ما، با تاج‌های... گل پیروزی بسته شده است.»

203
00:16:54,690 --> 00:16:55,890
متشکرم!

204
00:16:59,070 --> 00:17:01,640
تلفظ عالی بود آقای...؟

205
00:17:01,640 --> 00:17:02,830
لاگ. لیونل لاگ.

206
00:17:02,830 --> 00:17:04,800
خب، آقای لاگ.

207
00:17:06,080 --> 00:17:07,970
من فریادهای

208
00:17:07,970 --> 00:17:11,510
یک موجود ناقص را که آرزوی پادشاهی دارد نمی‌شنوم.

209
00:17:12,200 --> 00:17:16,700
و همچنین نمی‌دانستم ریچارد سوم پادشاه مستعمرات بوده است.

210
00:17:19,980 --> 00:17:23,430
من همه‌ی دیالوگ‌ها را می‌دانم. قبلاً این نقش را بازی کرده‌ام.

211
00:17:23,430 --> 00:17:25,420
- سیدنی؟ - پرت.

212
00:17:25,420 --> 00:17:28,070
شهر تئاتری مهمی است، ها؟

213
00:17:28,110 --> 00:17:29,650
مشتاق.

214
00:17:30,850 --> 00:17:32,510
از من تعریف کردند (نقدهای خوبی گرفتم).

215
00:17:34,700 --> 00:17:39,010
بله... خب، لیونل،

216
00:17:39,010 --> 00:17:42,520
فکر می‌کنم انجمن نمایشی ما،

217
00:17:42,520 --> 00:17:47,330
به دنبال کسی است که کمی جوان‌تر و...

218
00:17:49,640 --> 00:17:51,440
کمی شاهی‌تر (باوقارتر) باشد.

219
00:18:02,500 --> 00:18:05,500
باید اول آن یکی را ببندی. این یکی را جلو بیاور.

220
00:18:06,500 --> 00:18:07,500
عالی.

221
00:18:09,590 --> 00:18:11,980
این... پزشک را از کجا پیدا کردی؟

222
00:18:11,980 --> 00:18:13,110
آگهی‌ها،

223
00:18:13,110 --> 00:18:15,970
کنار «مدل فرانسوی، بازار شپرد».

224
00:18:15,970 --> 00:18:17,770
او با توصیه‌های زیادی معرفی شده است.

225
00:18:17,770 --> 00:18:19,740
برای کمک به فقرا، هزینه‌های کلانی می‌گیرد.

226
00:18:20,190 --> 00:18:22,090
وای خدای من، شاید او یک بلشویک است؟!

227
00:18:25,300 --> 00:18:28,590
آه، منشی ندارد. دوست دارد کارها را ساده نگه دارد.

228
00:18:32,800 --> 00:18:34,400
اوم... جانسون‌ها.

229
00:18:45,500 --> 00:18:48,210
می‌توانید الان وارد شوید، آقای جانسون.

230
00:18:49,470 --> 00:18:50,700
لیونل می‌گوید...

231
00:18:50,700 --> 00:18:53,870
اگر مایلید اینجا منتظر بمانید، خانم جانسون.

232
00:18:54,310 --> 00:18:56,580
یا، از آنجایی که روز...

233
00:18:59,320 --> 00:19:00,760
خوبی است...

234
00:19:04,490 --> 00:19:07,360
شاید بهتر باشد قدمی بزنید.

235
00:19:08,580 --> 00:19:11,010
آیا این خوب بود... لیونل؟

236
00:19:14,500 --> 00:19:16,220
عالی! ویلی.

237
00:19:16,220 --> 00:19:17,760
تو می‌توانی بمانی و منتظر مامانت باشی.

238
00:19:19,250 --> 00:19:20,570
خانم جانسون...

239
00:19:21,950 --> 00:19:23,770
آقای جانسون، تشریف می‌آورید؟

240
00:19:43,600 --> 00:19:44,900
آیا یک آب نبات دوست داری؟

241
00:19:45,320 --> 00:19:46,700
او پسر خوبی است، ویلی.

242
00:19:47,400 --> 00:19:49,030
او به سختی می‌توانست صدا درآورد، می‌دانی،

243
00:19:49,080 --> 00:19:50,930
وقتی اولین بار پیش من آمد.

244
00:19:59,250 --> 00:20:01,700
پسران من آن‌ها را ساختند. خوب هستند، نه؟

245
00:20:03,140 --> 00:20:05,390
لطفاً راحت باشید.

246
00:20:21,770 --> 00:20:23,970
به من گفته بودند خیلی نزدیک ننشینم.

247
00:20:32,050 --> 00:20:33,910
خب من معتقدم وقتی با یک شاهزاده صحبت می‌کنی،

248
00:20:33,960 --> 00:20:36,710
آدم منتظر می‌ماند تا شاهزاده موضوع را انتخاب کند.

249
00:20:42,600 --> 00:20:46,650
منتظر ماندن برای اینکه من... شروع کنم

250
00:20:46,650 --> 00:20:51,020
یک گفتگو، آدم می‌تواند خیلی طولانی منتظر بماند.

251
00:20:51,020 --> 00:20:53,400
آه، بله، خب...

252
00:20:59,850 --> 00:21:01,500
آیا جوک بلدی؟

253
00:21:08,000 --> 00:21:10,400
زمان‌بندی، نقطه‌ی قوت من نیست.

254
00:21:12,950 --> 00:21:14,130
یک فنجان چای؟

255
00:21:15,000 --> 00:21:16,410
نه، متشکرم.

256
00:21:16,900 --> 00:21:18,300
فکر کنم خودم یکی بخورم.

257
00:21:30,910 --> 00:21:33,550
نمی‌خواهید درمان من را شروع کنید، دکتر لاگ؟

258
00:21:34,270 --> 00:21:36,230
فقط اگر شما به درمان علاقه‌مند باشید.

259
00:21:37,000 --> 00:21:40,730
لطفاً، به من لیونل بگو.

260
00:21:43,020 --> 00:21:44,130
دکتر را ترجیح می‌دهم.

261
00:21:44,180 --> 00:21:45,820
لیونل را ترجیح می‌دهم.

262
00:21:47,900 --> 00:21:50,900
- من به شما چه بگویم؟ - عالیجناب.

263
00:21:52,330 --> 00:21:54,930
بعد از آن... «قربان».

264
00:21:54,930 --> 00:21:57,810
اینجا کمی رسمی است. من اسم‌ها را ترجیح می‌دهم.

265
00:21:59,490 --> 00:22:05,060
شاهزاده آلبرت فردریک آرتور جرج.

266
00:22:05,900 --> 00:22:07,300
نظرت درباره‌ی «برتی» چیست؟

267
00:22:10,240 --> 00:22:13,700
- فقط خانواده‌ام از آن استفاده می‌کنند. - عالی است.

268
00:22:14,100 --> 00:22:17,370
اینجا، بهتر است اگر برابر باشیم.

269
00:22:22,160 --> 00:22:25,560
اگر... اگر ما برابر بودیم، من اینجا نمی‌بودم.

270
00:22:26,100 --> 00:22:30,660
من... در خانه با همسرم بودم

271
00:22:31,300 --> 00:22:33,300
و هیچ کس اهمیت نمی‌داد.

272
00:22:33,850 --> 00:22:35,270
لطفاً، این کار را نکن.

273
00:22:35,800 --> 00:22:36,880
ببخشید؟

274
00:22:37,400 --> 00:22:41,150
من معتقدم، دود کشیدن به ریه‌هایتان شما را می‌کشد.

275
00:22:41,650 --> 00:22:44,980
پزشکان من می‌گویند که گلو را... آرام می‌کند.

276
00:22:45,760 --> 00:22:47,900
- آنها احمق هستند. - همه‌شان شوالیه شده‌اند.

277
00:22:48,600 --> 00:22:50,100
پس آن را رسمی می‌کند.

278
00:22:52,700 --> 00:22:54,460
قلعه‌ی من، قوانین من.

279
00:22:58,970 --> 00:22:59,890
متشکرم.

280
00:23:02,160 --> 00:23:03,820
اولین خاطره‌ات چیست؟

281
00:23:05,540 --> 00:23:07,020
منظورت از این حرف اصلاً چیست؟

282
00:23:07,020 --> 00:23:08,020
اولین چیزی که به یاد داری.

283
00:23:08,020 --> 00:23:09,320
من اینجا نیستم...

284
00:23:12,100 --> 00:23:14,490
تا درباره‌ی مسائل شخصی‌ام صحبت کنم.

285
00:23:14,720 --> 00:23:15,770
پس چرا اینجایی؟

286
00:23:15,770 --> 00:23:17,190
چون من به طرز لعنتی لکنت دارم!

287
00:23:18,800 --> 00:23:20,140
کمی زودجوش هستی؟

288
00:23:20,140 --> 00:23:22,330
یکی از ایرادهای زیاد من.

289
00:23:23,850 --> 00:23:25,210
این نقص از چه زمانی شروع شد؟

290
00:23:25,210 --> 00:23:26,740
من همیشه اینطور بوده‌ام!

291
00:23:26,740 --> 00:23:27,740
من به آن شک دارم.

292
00:23:27,750 --> 00:23:31,610
به من نگو! این لکنت من است!

293
00:23:31,610 --> 00:23:33,180
این حوزه‌ی تخصصی من است. می‌توانم به شما اطمینان دهم،

294
00:23:33,180 --> 00:23:36,090
هیچ نوزادی با لکنت صحبت کردن را شروع نمی‌کند.

295
00:23:36,400 --> 00:23:37,810
مال شما کی شروع شد؟

296
00:23:40,770 --> 00:23:41,970
چهار یا پنج سالگی.

297
00:23:41,970 --> 00:23:43,480
این معمول است.

298
00:23:43,480 --> 00:23:45,970
این را به من گفته‌اند.

299
00:23:46,750 --> 00:23:48,550
یادم نمی‌آید که اینطور نبوده باشم.

300
00:23:49,200 --> 00:23:50,750
می‌توانم آن را باور کنم.

301
00:23:51,250 --> 00:23:53,380
آیا هنگام فکر کردن مکث می‌کنی؟

302
00:23:53,380 --> 00:23:55,050
مسخره نکن.

303
00:23:55,050 --> 00:23:56,700
وقتی با خودت حرف می‌زنی چطور؟

304
00:23:59,000 --> 00:24:01,510
همه گاهی با خودشان حرف می‌زنند، برتی.

305
00:24:01,510 --> 00:24:03,200
این... این اسم را صدا نکن.

306
00:24:03,200 --> 00:24:04,510
من تو را به چیز دیگری صدا نمی‌زنم.

307
00:24:04,510 --> 00:24:06,050
پس ما صحبت نمی‌کنیم!

308
00:24:22,000 --> 00:24:24,760
آیا برای این کار پول می‌گیری، دکتر؟

309
00:24:27,130 --> 00:24:28,490
یک ثروت.

310
00:24:34,440 --> 00:24:36,320
می‌گذارم این دم بکشد.

311
00:24:37,500 --> 00:24:41,510
پس... وقتی با خودت حرف می‌زنی، لکنت داری؟

312
00:24:41,810 --> 00:24:45,600
نه... البته که نه!

313
00:24:46,200 --> 00:24:49,770
خب، این ثابت می‌کند که نقص تو بخش دائمی وجودت نیست.

314
00:24:49,770 --> 00:24:51,610
فکر می‌کنی علت چه بود؟

315
00:24:52,720 --> 00:24:54,000
نمی... نمی‌دانم.

316
00:24:54,300 --> 00:24:57,620
من... من نمی‌خواهم... من اهمیت نمی‌دهم!

317
00:24:58,790 --> 00:25:00,000
من... من لکنت دارم!

318
00:25:03,140 --> 00:25:04,280
و هیچ کس نمی‌تواند آن را درست کند.

319
00:25:04,280 --> 00:25:08,270
شرط می‌بندم، تو می‌توانی بدون نقص بخوانی، همین جا، همین الان.

320
00:25:09,200 --> 00:25:12,010
و اگر من شرط را ببرم، می‌توانم سوالات بیشتری از تو بپرسم.

321
00:25:12,010 --> 00:25:14,790
- و اگر من ببرم؟ - مجبور نیستی جواب بدهی.

322
00:25:15,800 --> 00:25:19,630
آدم معمولاً... پول شرط می‌بندد.

323
00:25:19,630 --> 00:25:21,600
یک شیلینگ هر کدام برای شیرینی؟

324
00:25:22,300 --> 00:25:27,500
- بگذار شیلینگت را ببینم. - من... پول همراه ندارم.

325
00:25:27,500 --> 00:25:29,700
احساس بامزه‌ای داشتم که شاید نداشته باشی.

326
00:25:30,400 --> 00:25:33,160
من برایت شرط می‌بندم. و تو می‌توانی دفعه‌ی بعد پس بدی.

327
00:25:33,280 --> 00:25:34,950
چه کسی می‌گوید دفعه‌ی بعدی وجود دارد؟

328
00:25:34,950 --> 00:25:37,650
من هنوز قبول نکرده‌ام که تو را بپذیرم.

329
00:25:42,470 --> 00:25:44,260
لطفاً بایست. و به آن نگاه کن.

330
00:25:52,370 --> 00:25:53,900
نمی‌توانم... نمی‌توانم این را بخوانم.

331
00:25:54,300 --> 00:25:56,850
خب، پس تو یک شیلینگ به من بدهکاری، برای تلاش نکردن.

332
00:26:09,800 --> 00:26:14,340
بودن... یا نبودن، این...

333
00:26:18,700 --> 00:26:20,000
نمی‌توانم بخوانم!

334
00:26:22,050 --> 00:26:23,350
من هنوز تمام نکرده‌ام.

335
00:26:33,170 --> 00:26:34,580
من می‌خواهم صدایت را ضبط کنم

336
00:26:34,580 --> 00:26:36,950
و بعد آن را با همان دستگاه برایت پخش کنم.

337
00:26:36,950 --> 00:26:38,410
این فوق‌العاده است.

338
00:26:38,410 --> 00:26:41,810
این جدیدترین چیز از آمریکاست. سیلورتون است.

339
00:26:54,640 --> 00:26:55,800
این را بگذاریم؟

340
00:26:58,200 --> 00:27:00,600
یک شیلینگ در این است، رفیق. می‌توانی پولدار به خانه بروی!

341
00:27:10,130 --> 00:27:12,260
- تو داری موسیقی پخش می‌کنی. - می‌دانم.

342
00:27:12,700 --> 00:27:14,690
پس چطور می‌توانم بشنوم چه می‌گویم؟

343
00:27:14,690 --> 00:27:17,750
مطمئناً مغز یک شاهزاده می‌داند دهانش چه می‌کند.

344
00:27:18,950 --> 00:27:22,200
شما با شاهزاده‌ها آشنایی زیادی ندارید، اینطور نیست؟

345
00:27:58,860 --> 00:28:01,090
ناامیدکننده. ناامیدکننده!

346
00:28:03,900 --> 00:28:05,210
تو فوق‌العاده بودی.

347
00:28:06,790 --> 00:28:09,390
آیا من به یک شاهزاده‌ی سلطنتی دروغ می‌گویم تا دوازده پنس ببرم؟

348
00:28:09,390 --> 00:28:12,650
من هیچ ایده‌ای ندارم... که یک استرالیایی ممکن است برای

349
00:28:12,650 --> 00:28:14,080
آن مقدار پول چه کاری انجام دهد.

350
00:28:14,080 --> 00:28:15,890
بگذار آن را برایت پخش کنم.

351
00:28:17,620 --> 00:28:18,600
نه.

352
00:28:18,600 --> 00:28:20,970
خیلی خب، پس من می‌توانم سوال را بپرسم.

353
00:28:20,970 --> 00:28:21,970
متشکرم، دکتر،

354
00:28:22,880 --> 00:28:26,000
احساس نمی‌کنم... این برای من مناسب باشد.

355
00:28:31,040 --> 00:28:34,650
متشکرم برای وقتی که گذاشتید، خداحافظ.

356
00:28:36,610 --> 00:28:37,440
قربان؟

357
00:28:43,990 --> 00:28:45,080
ضبط رایگان است.

358
00:28:45,840 --> 00:28:47,780
لطفاً آن را به عنوان یادگاری نگه دارید.

359
00:29:01,550 --> 00:29:02,480
نه.

360
00:29:19,690 --> 00:29:20,970
برای حال حاضر،

361
00:29:20,980 --> 00:29:23,550
کاری که همه‌ی ما به یک اندازه به آن متعهد هستیم،

362
00:29:23,560 --> 00:29:26,810
رسیدن به آرامشی منطقی است

363
00:29:26,810 --> 00:29:28,000
درون مرزهایمان،

364
00:29:28,810 --> 00:29:32,610
برای بازیابی رفاه در این دوران رکود،

365
00:29:32,610 --> 00:29:34,490
بدون منفعت‌طلبی...

366
00:29:34,490 --> 00:29:38,970
و همراه کردن کسانی با خود که بار سال‌های گذشته...

367
00:29:38,970 --> 00:29:42,380
آنها را دلسرد یا مغلوب کرده است.

368
00:29:42,380 --> 00:29:47,600
به همه، به تک تک شما، کریسمس شادی آرزو می‌کنم.

369
00:29:48,340 --> 00:29:49,800
خداوند شما را حفظ کند.

370
00:29:51,700 --> 00:29:53,490
و پخش تمام شد.

371
00:29:56,480 --> 00:29:58,090
وقتی بلد باشی آسان است.

372
00:29:58,800 --> 00:29:59,500
قربان.

373
00:30:08,170 --> 00:30:09,200
خودتان امتحان کنید.

374
00:30:09,600 --> 00:30:11,480
- تبریک می‌گویم، قربان. - آقای وود.

375
00:30:12,590 --> 00:30:13,110
مرد فوق‌العاده‌ای است.

376
00:30:13,750 --> 00:30:15,410
این مرد هرچه می‌دانم به من یاد داده است.

377
00:30:15,420 --> 00:30:17,230
بگذار میکروفون کار را انجام دهد.

378
00:30:18,110 --> 00:30:19,970
- قربان. - متشکرم.

379
00:30:20,600 --> 00:30:21,460
آقایان.

380
00:30:21,680 --> 00:30:23,330
صاف بنشینید، پشت صاف،

381
00:30:23,730 --> 00:30:26,510
با شهامت به آن چیز لعنتی نگاه کنید و مستقیم توی چشم‌هایش خیره شوید،

382
00:30:26,510 --> 00:30:28,510
همانطور که به هر انگلیسی محترمی نگاه می‌کنید.

383
00:30:28,910 --> 00:30:30,130
نشان دهید که فرمانده کیست.

384
00:30:30,140 --> 00:30:33,640
بابا، فکر نمی‌کنم بتوانم این را بخوانم.

385
00:30:33,640 --> 00:30:37,000
این دستگاه شیطانی اگر تو این کار را نکنی، همه چیز را تغییر خواهد داد.

386
00:30:37,600 --> 00:30:38,930
در گذشته تمام کاری که یک شاه باید می‌کرد این بود که

387
00:30:38,930 --> 00:30:42,930
در یونیفرم محترم به نظر برسد و از اسبش نیفتد.

388
00:30:42,930 --> 00:30:44,830
حالا، ما باید به خانه‌های مردم حمله کنیم...

389
00:30:44,830 --> 00:30:46,610
و خودمان را به آنها چسبیده (خوش‌آمد) کنیم.

390
00:30:46,610 --> 00:30:48,360
این خانواده تنزل پیدا کرده

391
00:30:48,360 --> 00:30:50,800
به پست‌ترین و حقیرترینِ همه‌ی موجودات.

392
00:30:51,200 --> 00:30:52,900
ما بازیگر شده‌ایم!

393
00:30:54,280 --> 00:30:55,720
ما یک خانواده نیستیم، ما یک شرکت هستیم.

394
00:30:55,720 --> 00:30:58,700
با این حال در هر لحظه، بعضی از ما ممکن است بیکار شویم.

395
00:30:59,400 --> 00:31:01,700
برادر عزیز تو، و شاه آینده!

396
00:31:02,100 --> 00:31:04,110
تنها زنی که به نظر می‌رسد به او علاقه‌مند است

397
00:31:04,110 --> 00:31:06,070
همیشه زن دیگری است!

398
00:31:06,070 --> 00:31:08,520
او با لیدی فرنس قطع رابطه کرده است.

399
00:31:08,520 --> 00:31:09,860
و با یک خانم سیمپسون شروع کرده،

400
00:31:09,860 --> 00:31:12,240
زنی که دو شوهر زنده دارد!

401
00:31:12,240 --> 00:31:13,620
من صاف به او گفتم،

402
00:31:13,620 --> 00:31:16,930
هیچ فرد مطلقه‌ای نمی‌تواند در دربار پذیرفته شود.

403
00:31:17,600 --> 00:31:21,710
او گفت که این او را به طرز عالی خوشحال می‌کند.

404
00:31:22,350 --> 00:31:25,800
من تصور کردم که به خاطر این است که او با او می‌خوابد.

405
00:31:26,200 --> 00:31:28,030
«به شما قول می‌دهم،» این چیزی بود که او گفت.

406
00:31:28,030 --> 00:31:31,720
«به شما قول می‌دهم که ما هرگز روابط غیراخلاقی نداشته‌ایم.»

407
00:31:32,650 --> 00:31:36,550
مستقیماً توی چشم‌های پدرش خیره شد و دروغ گفت!

408
00:31:37,200 --> 00:31:39,020
وقتی من مردم، آن پسر خودش را نابود خواهد کرد،

409
00:31:39,020 --> 00:31:41,340
این خانواده و این ملت را ظرف دوازده ماه نابود خواهد کرد.

410
00:31:41,340 --> 00:31:42,670
چه کسی تکه‌ها را جمع می‌کند، هوم؟

411
00:31:43,730 --> 00:31:45,730
آقای هیتلر نیمی از اروپا را مرعوب کرده است.

412
00:31:45,730 --> 00:31:47,470
مارشال استالین نیمه‌ی دیگر را.

413
00:31:48,300 --> 00:31:50,000
چه کسی بین ما،

414
00:31:50,840 --> 00:31:54,480
چکمه‌های نظامی، و ورطه‌ی پرولتاریا خواهد ایستاد؟

415
00:31:55,500 --> 00:31:56,600
تو؟

416
00:31:59,700 --> 00:32:00,660
خب،

417
00:32:01,630 --> 00:32:04,120
وقتی برادر بزرگترت از وظایفش شانه خالی می‌کند،

418
00:32:04,420 --> 00:32:06,600
تو باید خیلی بیشتر از این کارها را انجام دهی.

419
00:32:08,390 --> 00:32:10,340
خودت امتحان کن.

420
00:32:15,300 --> 00:32:20,360
- با رادیو... - آن را بیرون بریز، پسر!

421
00:32:20,670 --> 00:32:27,310
- یکی از... شگفتی‌های... - مدرن.

422
00:32:27,310 --> 00:32:31,600
فقط وقت بگذار، کلماتت را با دقت ادا کن.

423
00:32:32,000 --> 00:32:38,480
- علم، من قادر هستم... - آرام باش!

424
00:32:42,220 --> 00:32:44,600
- فقط تلاش کن! - این روز کریسمس...

425
00:32:48,000 --> 00:32:49,340
تا با همه‌ی...

426
00:32:51,500 --> 00:32:52,100
انجامش بده!

427
00:33:06,480 --> 00:33:09,200
دروغ‌گو... حرامزاده.

428
00:33:28,700 --> 00:33:30,280
- «تو داری موسیقی پخش می‌کنی. - می‌دانم.

429
00:33:31,500 --> 00:33:34,000
پس چطور می‌توانم بشنوم چه می‌گویم؟

430
00:33:34,450 --> 00:33:36,900
مطمئناً مغز یک شاهزاده می‌داند دهانش چه می‌کند؟

431
00:33:37,230 --> 00:33:41,070
شما با شاهزاده‌ها آشنایی زیادی ندارید، اینطور نیست؟

432
00:33:50,800 --> 00:33:54,790
بودن، یا نبودن، مسئله این است.

433
00:33:54,790 --> 00:33:57,970
آیا در ذهن شریف‌تر است که رنج بکشی...

434
00:33:57,970 --> 00:34:01,100
از تیرها و نیزه‌های اقبال شوم،

435
00:34:01,600 --> 00:34:04,500
یا اینکه در برابر دریایی از مصائب اسلحه برگیری،

436
00:34:05,400 --> 00:34:07,240
و با مخالفت، به آنها پایان دهی؟

437
00:34:07,800 --> 00:34:11,080
مردن، خوابیدن دیگر نه،

438
00:34:11,080 --> 00:34:13,740
و با یک خواب گفتن که ما پایان می‌دهیم...

439
00:34:14,120 --> 00:34:17,540
درد دل و هزاران ضربه‌ی طبیعی...

440
00:34:17,540 --> 00:34:21,260
که گوشت (انسان) وارث آن است. این یک کمال است...

441
00:34:21,800 --> 00:34:23,900
ناامیدکننده. ناامیدکننده!»

442
00:34:26,090 --> 00:34:27,370
کاملاً کاری (تجاری).

443
00:34:27,370 --> 00:34:32,310
نه... چیزهای بی‌مزه‌ی شخصی.

444
00:34:32,310 --> 00:34:34,570
فکر کردم این را در مصاحبه‌مان خیلی روشن گفتم.

445
00:34:34,950 --> 00:34:36,410
آیا شیلینگی که به من بدهکاری را داری؟

446
00:34:37,210 --> 00:34:38,080
نه، ندارم.

447
00:34:38,480 --> 00:34:39,580
فکر هم نمی‌کردم.

448
00:34:39,580 --> 00:34:42,540
علاوه بر این، تو به من کلک زدی!

449
00:34:42,540 --> 00:34:45,310
تمرینات فیزیکی و ترفندها مهم هستند...

450
00:34:45,310 --> 00:34:46,380
چیزی که شما می‌خواهید

451
00:34:46,380 --> 00:34:48,090
فقط با سطح مشکل برخورد می‌کند.

452
00:34:48,870 --> 00:34:50,100
آیا این کارآمد است؟

453
00:34:50,510 --> 00:34:52,000
نه، تا جایی که من می‌بینم،

454
00:34:52,400 --> 00:34:56,070
همسرم مشکلات مکانیکی در صحبت کردن دارد.

455
00:34:57,100 --> 00:34:59,010
شاید فقط به همان بپردازید.

456
00:35:02,950 --> 00:35:06,100
من حاضرم سخت کار کنم، دکتر لاگ.

457
00:35:06,400 --> 00:35:07,200
لیونل.

458
00:35:07,240 --> 00:35:11,830
آیا شما... آیا شما حاضری سهم خودت را انجام دهی؟

459
00:35:14,790 --> 00:35:17,030
باشه. مکانیک می‌خواهی؟

460
00:35:17,600 --> 00:35:19,340
ما باید عضلات فک تو را شل کنیم

461
00:35:19,340 --> 00:35:22,400
و زبانت را با تکرار جملات سخت (چیستان زبانی) قوی کنیم.

462
00:35:22,400 --> 00:35:24,300
مثلاً، «من یک الک‌کننده‌ی خار هستم.

463
00:35:24,300 --> 00:35:25,900
من یک الک از خارهای الک شده دارم و...

464
00:35:25,900 --> 00:35:28,840
یک الک از خارهای الک نشده، چون من یک الک‌کننده‌ی خار هستم.

465
00:35:28,840 --> 00:35:29,760
خوب!

466
00:35:29,760 --> 00:35:31,930
شما شکم‌های شلی دارید،

467
00:35:31,930 --> 00:35:34,520
ما باید مدتی را صرف تقویت دیافراگم شما کنیم.

468
00:35:34,520 --> 00:35:35,820
مکانیک ساده.

469
00:35:35,820 --> 00:35:36,840
این همه‌ی چیزی است که ما می‌خواهیم.

470
00:35:36,840 --> 00:35:38,010
و این تقریباً به ارزش یک شیلینگ است.

471
00:35:38,020 --> 00:35:40,520
شیلینگ لعنتی را فراموش کن!

472
00:35:53,860 --> 00:35:55,800
شاید، گاهی اوقات...

473
00:35:57,100 --> 00:35:59,740
ممکن است از شما خواسته شود که کمک کنید...

474
00:36:02,800 --> 00:36:07,990
در مواجهه با... یک رویداد کوچک.

475
00:36:07,990 --> 00:36:09,500
آیا این مورد قبول است؟

476
00:36:10,500 --> 00:36:11,510
البته.

477
00:36:12,930 --> 00:36:15,420
بله. و این تمام وسعت خدمات شما خواهد بود.

478
00:36:15,420 --> 00:36:17,180
آیا هفته‌ی بعد شما را ببینم؟

479
00:36:17,480 --> 00:36:19,350
من شما را هر روز خواهم دید.

480
00:36:24,660 --> 00:36:26,600
شل شدن فک را احساس کن.

481
00:36:29,730 --> 00:36:32,440
خوب. کمکم بپر، بپر. شانه‌ها شل.

482
00:36:35,200 --> 00:36:36,460
حالا لب‌ها.

483
00:36:41,470 --> 00:36:44,220
یک نفس عمیق خوب بکش. قفسه‌ی سینه‌ات را باز کن..

484
00:36:44,220 --> 00:36:46,000
دست‌هایت را روی دنده‌هایت بگذار.

485
00:36:47,900 --> 00:36:49,200
عمیق‌تر، خوب.

486
00:36:49,750 --> 00:36:50,760
چه احساسی داری؟

487
00:36:52,000 --> 00:36:53,100
پر از هوای گرم.

488
00:36:53,100 --> 00:36:55,460
مگر سخنرانی عمومی درباره‌ی همین نیست؟

489
00:36:55,460 --> 00:36:59,630
من و همسرم خوشحالیم که از این مهم...

490
00:37:00,860 --> 00:37:05,470
یک نفس عمیق خوب بکش، و بالا می‌آید عالیجناب

491
00:37:05,470 --> 00:37:09,250
و به آرامی بازدم، و پایین می‌آید عالیجناب.

492
00:37:09,980 --> 00:37:11,840
- خوبی، برتی؟ - بله.

493
00:37:11,840 --> 00:37:13,130
این در واقع کاملاً سرگرم‌کننده است.

494
00:37:13,130 --> 00:37:15,310
- هوم... مادر.

495
00:37:15,310 --> 00:37:17,680
- هر بار زمان کوتاه‌تر. - هوم... مادر.

496
00:37:17,680 --> 00:37:22,530
- هوم... منطقه‌ی صنعتی. - یک نفس عمیق دیگر...

497
00:37:22,530 --> 00:37:24,890
- جک و جیل... - جک و جیل...

498
00:37:24,890 --> 00:37:27,260
- از تپه بالا رفتند. - از تپه بالا رفتند.

499
00:37:27,260 --> 00:37:28,430
حالا فقط تاب بخور.

500
00:37:29,950 --> 00:37:30,700
عالی.

501
00:37:31,500 --> 00:37:33,700
ما به خودمان اجازه نخواهیم داد که...

502
00:37:34,400 --> 00:37:36,570
- شانه‌ها را شل کن. - دینگ دنگ بل،

503
00:37:36,570 --> 00:37:41,380
که در چاه است... چه کسی یک تن کوچک در ده گذاشت...

504
00:37:45,100 --> 00:37:47,020
هنوز حافظه‌ات کوتاه است، برتی، بیا.

505
00:37:49,700 --> 00:37:52,400
- یک گاو. - یک گاو.

506
00:37:52,400 --> 00:37:54,800
- یک شاه. - یک شاه.

507
00:37:58,700 --> 00:38:01,100
هر کسی که بتواند نذرها را از پنجره‌ی باز فریاد بزند

508
00:38:01,100 --> 00:38:02,730
می‌تواند یاد بگیرد که سخنرانی کند.

509
00:38:04,500 --> 00:38:06,980
چهل... پنجاه!

510
00:38:06,980 --> 00:38:09,400
- یک نفس عمیق بکش، و... - این است...

511
00:38:11,110 --> 00:38:13,500
- بگذار کلمات جاری شوند. - شوالیه مثل یک ضربه‌ی لعنتی...

512
00:38:14,000 --> 00:38:16,120
بیا. یک بار دیگر، برتی، انجامش بده!

513
00:38:16,750 --> 00:38:18,860
یک الک از خارهای الک شده...

514
00:38:33,100 --> 00:38:35,330
- پدر. پدر. - پ... پدر. پدر.

515
00:38:35,980 --> 00:38:42,970
- اسم «ث»، پدر. - پدر. پ... پدر. پدر.

516
00:39:14,030 --> 00:39:16,330
- سلام، برتی. - سلام دیوید.

517
00:39:17,300 --> 00:39:19,500
- چطور بیرون آمدی؟ - اصلاً.

518
00:39:22,900 --> 00:39:23,900
زیاد منتظر ماندی؟

519
00:39:25,800 --> 00:39:27,000
عیسی، هوای لعنتی خیلی سرده.

520
00:39:29,020 --> 00:39:30,720
کجا بودی؟

521
00:39:31,700 --> 00:39:33,960
- سرم شلوغ بود. - من هم همینطور.

522
00:39:36,260 --> 00:39:37,540
الیزابت ذات‌الریه گرفته است.

523
00:39:37,540 --> 00:39:40,140
متاسفم. او خوب می‌شود.

524
00:39:41,180 --> 00:39:42,090
پدر نمی‌شود.

525
00:39:45,290 --> 00:39:46,270
من می‌رانم.

526
00:39:50,160 --> 00:39:51,800
پیرمرد لعنتی این کار را عمدی می‌کند.

527
00:39:52,950 --> 00:39:53,780
مردن؟

528
00:39:55,060 --> 00:39:56,490
زودتر از موعد رفتن...

529
00:39:57,450 --> 00:39:59,000
تا مسائل را با والیس پیچیده کند.

530
00:40:00,910 --> 00:40:04,170
به خاطر خدا، دیوید. تو می‌دانی چه مدت بیمار بوده است.

531
00:40:04,170 --> 00:40:05,540
والیس توضیح داد.

532
00:40:06,640 --> 00:40:08,100
او در این مسائل به طرز وحشتناکی باهوش است.

533
00:40:10,400 --> 00:40:13,040
در حالی که با فرمان سلطنتی تحت مهر بزرگ،

534
00:40:13,040 --> 00:40:17,170
به تاریخ وست‌مینستر، یازدهم ژوئن، ۱۹۱۲

535
00:40:17,170 --> 00:40:19,770
اعلیحضرت شاه جرج پنجم تشکیل دادند...

536
00:40:19,770 --> 00:40:23,350
- دستور و اعلام کردند که یک ناظر باید باشد، - اینجا چه خبر است؟

537
00:40:23,350 --> 00:40:27,470
- کاستوس رگنی (نگهبان پادشاهی)... - من نمی‌توانم شما را دنبال کنم. من گیج شده‌ام و...

538
00:40:27,470 --> 00:40:29,450
- در قالب شورای دولتی. - من نمی‌فهمم شما درباره‌ی چه چیزی صحبت می‌کنید...

539
00:40:29,450 --> 00:40:31,490
این دستور شورای دولت است، قربان.

540
00:40:33,220 --> 00:40:35,710
پس ما می‌توانیم از طرف شما عمل کنیم...

541
00:40:35,710 --> 00:40:37,550
واضح‌تر با من حرف بزنید، می‌ترسم...

542
00:40:42,250 --> 00:40:44,930
- من خیلی گیج شدم اما... - تصویب شد.

543
00:40:44,930 --> 00:40:45,670
متشکرم.

544
00:40:55,300 --> 00:40:56,500
دستتان را به من بدهید، قربان.

545
00:41:04,800 --> 00:41:05,530
متشکرم.

546
00:41:11,420 --> 00:41:12,480
احساس بهتری دارید، قربان؟

547
00:41:12,480 --> 00:41:15,080
نه. من هیچ احساس بهتری ندارم. احساس وحشتناکی دارم.

548
00:41:18,400 --> 00:41:21,400
Been, Uh, ice skating? Ice skating؟ رفته‌اید، اوه، اسکیت روی یخ؟ اسکیت روی یخ؟

549
00:41:22,000 --> 00:41:23,000
نه، نه، جرج.

550
00:41:37,700 --> 00:41:40,100
بله، بله، او خوب است، البته.

551
00:41:40,760 --> 00:41:43,400
می‌دانم، عزیزم، یک حرف زدن، حتی یک حرف زدن طولانی و دوست‌داشتنی،

552
00:41:43,400 --> 00:41:47,090
جایگزین ضعیفی است برای محکم بغل کردن و خواباندن.

553
00:41:48,700 --> 00:41:49,960
و نه اینکه خودمان را هم بخوابانیم،

554
00:41:49,960 --> 00:41:51,380
چون اخیراً مجبور شده‌ایم خیلی زیاد این کار را بکنیم.

555
00:41:51,380 --> 00:41:52,690
دیوید، شام؟

556
00:41:52,690 --> 00:41:53,930
من با والیس قرار دارم!

557
00:41:54,540 --> 00:41:59,990
برتی. نه. نه، مهم نیست.

558
00:42:02,300 --> 00:42:04,630
نمی‌خواهم! نه!

559
00:42:05,380 --> 00:42:06,630
بعداً بهت زنگ می‌زنم.

560
00:42:07,810 --> 00:42:09,040
خداحافظ.

561
00:42:12,030 --> 00:42:13,150
والیس به طرز وحشتناکی دلم براش تنگ شده.

562
00:42:13,600 --> 00:42:15,440
مامان می‌گوید برای شام دیر کرده‌ای.

563
00:42:22,540 --> 00:42:23,290
او فراموش می‌کند

564
00:42:23,290 --> 00:42:25,690
ساعت‌های لعنتی بابا همیشه نیم ساعت جلو بود.

565
00:42:41,530 --> 00:42:44,680
شاه چطور هستند؟ امیدوارم در درد نباشند.

566
00:42:44,680 --> 00:42:47,570
نه، نه، قربان. اعلیحضرت الان آرام‌تر هستند.

567
00:42:49,580 --> 00:42:50,400
متشکرم.

568
00:42:56,120 --> 00:42:57,450
دیوید، اگر پدرت اینجا بود،

569
00:42:57,450 --> 00:42:59,210
تأخیر تحمل نمی‌شد.

570
00:43:01,940 --> 00:43:04,450
هیچ کدام از این ناخوشایندی‌ها تحمل نمی‌شد.

571
00:43:06,680 --> 00:43:08,770
می‌دانید قربان، من قدردان این هستم که

572
00:43:08,770 --> 00:43:11,210
شما با پدرتان تفاوت دارید

573
00:43:12,000 --> 00:43:16,240
هم در دیدگاه و هم در خلق و خو.

574
00:43:17,040 --> 00:43:18,590
می‌خواهم بدانید که...

575
00:43:18,590 --> 00:43:20,800
هر زمان که شاه رفتار شما را زیر سوال می‌برد،

576
00:43:21,100 --> 00:43:23,950
من به نفع شما تلاش کردم،

577
00:43:23,950 --> 00:43:27,520
تا آن را در بهترین نور ممکن نشان دهم.

578
00:43:28,450 --> 00:43:32,100
من همیشه می‌توانم به شما اعتماد کنم که بهترین منافع من را در نظر دارید.

579
00:43:46,400 --> 00:43:49,340
می‌ترسم، بیداری ما طولانی نباشد.

580
00:43:49,340 --> 00:43:50,650
لطفاً ادامه دهید.

581
00:44:05,430 --> 00:44:07,320
ما برادرمان جرج را می‌سپاریم...

582
00:44:07,320 --> 00:44:10,690
به رحمت خدا، آفریدگار و نجات‌دهنده‌ی ما.

583
00:44:23,820 --> 00:44:25,390
زنده باد شاه.

584
00:44:38,810 --> 00:44:41,610
امیدوارم، من هم خوب از عهده برآیم همانطور که او خوب از عهده برآمد.

585
00:45:17,630 --> 00:45:18,820
اصلاً آن چه بود؟

586
00:45:18,870 --> 00:45:22,900
والیس بیچاره. حالا من به دام افتادم!

587
00:45:57,400 --> 00:45:59,100
وقت یک شِیک (نوشیدنی) است، بابا؟

588
00:46:00,920 --> 00:46:02,030
مطمئنی؟

589
00:46:02,070 --> 00:46:03,350
بیا.

590
00:46:12,240 --> 00:46:13,990
کلاه فکری‌تان را بگذارید.

591
00:46:17,150 --> 00:46:18,470
شرط می‌بندم نمایشنامه‌ی اسکاتلندی است (مکبث).

592
00:46:18,520 --> 00:46:20,840
نه، شرط می‌بندم اتللو است. همیشه اتللو است.

593
00:46:31,520 --> 00:46:33,350
آیا ترسیده‌ای.

594
00:46:34,520 --> 00:46:35,680
نترس.

595
00:46:35,680 --> 00:46:36,510
کالیبان!

596
00:46:36,510 --> 00:46:40,510
اوه! به خاطر خدا... یک حدس تصادفی بود!

597
00:46:40,510 --> 00:46:42,910
به این روشنفکر گوش نکن. ادامه بده، بابا.

598
00:46:43,820 --> 00:46:47,070
این جزیره پر از صداهاست، صداها و نواهای دلنشین،

599
00:46:47,070 --> 00:46:48,680
که لذت می‌بخشند، و آزاری ندارند.

600
00:46:49,400 --> 00:46:52,020
گاهی هزاران ساز زهی...

601
00:46:52,020 --> 00:46:53,440
دور گوشم زمزمه می‌کنند،

602
00:46:53,470 --> 00:46:55,640
و گاهی صداها، که اگر آن موقع...

603
00:46:55,640 --> 00:46:59,200
من بعد از یک خواب طولانی بیدار شده بودم، دوباره مرا به خواب می‌برند.

604
00:46:59,600 --> 00:47:01,900
بسیار خب، باهوش، چه چیزی بعدش می‌آید؟

605
00:47:01,930 --> 00:47:06,800
و بعد، در خواب، فکر کردم ابرها باز می‌شوند،

606
00:47:06,800 --> 00:47:09,220
و ثروت‌هایی را نشان می‌دهند که آماده‌اند بر من فرو ببارند...

607
00:47:09,220 --> 00:47:11,660
که وقتی بیدار شدم، گریه کردم تا دوباره خواب ببینم.

608
00:47:11,710 --> 00:47:13,510
چه فکر غم‌انگیزی است.

609
00:47:15,860 --> 00:47:17,680
بیمار بعدی من باید زودتر آمده باشد.

610
00:47:17,730 --> 00:47:19,830
بهتر است بروید بچه‌ها، متاسفم.

611
00:47:20,830 --> 00:47:22,830
یک لحظه، کلیفورد.

612
00:47:26,720 --> 00:47:27,600
برتی!

613
00:47:30,600 --> 00:47:32,210
به من گفتند که منتظر شما نباشم.

614
00:47:34,500 --> 00:47:36,390
از پدرتان متاسفم.

615
00:47:37,700 --> 00:47:39,640
نمی‌خواهم مزاحمت ایجاد کنم.

616
00:47:39,640 --> 00:47:41,300
آه نه... لطفاً بیایید داخل.

617
00:47:53,050 --> 00:47:56,650
تمرین کرده‌ام. روزی یک ساعت. علیرغم همه چیز.

618
00:47:58,670 --> 00:47:59,870
آنجا چه خبر است؟

619
00:48:01,500 --> 00:48:05,280
داشتم، متاسفم، با بچه‌هایم ور می‌رفتم.

620
00:48:08,590 --> 00:48:10,740
حوصله‌ی کار داری امروز؟

621
00:48:15,950 --> 00:48:17,110
یک هواپیمای دو‌باله‌ی کورتیس.

622
00:48:17,160 --> 00:48:19,060
یه شیر داغ می‌گذارم.

623
00:48:19,800 --> 00:48:23,370
لاگ، برای یه چیز قوی‌تر آدم می‌کشم.

624
00:48:29,250 --> 00:48:31,400
من موقع مرگ پدرم آنجا نبودم.

625
00:48:31,930 --> 00:48:33,500
هنوز هم مرا ناراحت می‌کند.

626
00:48:34,100 --> 00:48:35,300
می‌توانم تصور کنم.

627
00:48:37,630 --> 00:48:38,710
پدر شما چه کار می‌کرد؟

628
00:48:39,260 --> 00:48:40,300
او آبجو‌ساز بود.

629
00:48:41,230 --> 00:48:42,330
حداقل آبجوی رایگان بود.

630
00:48:43,990 --> 00:48:46,390
به یاد پدرت.

631
00:48:50,970 --> 00:48:55,310
به من بعد از واقعه گفتند...

632
00:48:55,310 --> 00:48:59,710
که آخرین حرف‌های پدرم این بود،

633
00:49:01,590 --> 00:49:06,610
برتی بیشتر از بقیه‌ی برادرهایش جمعاً دل و جرات دارد.

634
00:49:10,970 --> 00:49:13,170
او نمی‌توانست این را به رویم بگوید.

635
00:49:17,880 --> 00:49:19,030
برادرم.

636
00:49:21,360 --> 00:49:22,710
در مورد او چه؟

637
00:49:25,620 --> 00:49:26,820
سعی کن بخوانیش.

638
00:49:28,180 --> 00:49:29,140
ببخشید؟

639
00:49:29,190 --> 00:49:30,690
چه آهنگ‌هایی بلدی؟

640
00:49:31,500 --> 00:49:32,400
آهنگ؟

641
00:49:32,400 --> 00:49:33,440
بله، آهنگ.

642
00:49:33,900 --> 00:49:34,640
«رودخانه‌ی سوانی»؟

643
00:49:34,690 --> 00:49:35,730
من عاشق آن آهنگ هستم.

644
00:49:35,780 --> 00:49:37,190
اتفاقاً favourite من است.

645
00:49:37,240 --> 00:49:38,340
قسمت کُرُس‌اش را برایم بخوان.

646
00:49:38,340 --> 00:49:40,300
نه. قطعاً نه.

647
00:49:44,570 --> 00:49:46,350
همیشه دوست داشتم مدل بسازم.

648
00:49:49,030 --> 00:49:50,810
پدر... پدر اجازه نمی‌داد.

649
00:49:51,960 --> 00:49:57,190
او تمبر جمع می‌کرد. پس ما هم باید تمبر جمع می‌کردیم.

650
00:49:58,330 --> 00:50:00,960
می‌توانی آن را تمام کنی. اگر بخوانی.

651
00:50:02,300 --> 00:50:06,240
برادرم دیوید. دام، دام، دام-دام...

652
00:50:07,430 --> 00:50:09,070
نمی‌خواهم اینجا بنشینم و بلرزم.

653
00:50:09,070 --> 00:50:10,420
با من می‌توانی.

654
00:50:11,500 --> 00:50:12,660
چون تو عجیبی.

655
00:50:12,660 --> 00:50:14,310
آن را به عنوان تعریف قبول می‌کنم.

656
00:50:18,600 --> 00:50:20,570
قوانین، قوانین هستند.

657
00:50:24,970 --> 00:50:29,080
نمی‌خواهم «رودخانه‌ی سوانی» را زمزمه کنم.

658
00:50:29,080 --> 00:50:30,170
پس «مسابقات کمپ‌تاون».

659
00:50:30,220 --> 00:50:32,870
برادرم دیوید، به من گفت، دو-داه

660
00:50:32,870 --> 00:50:36,870
دو-داه... صدای پیوسته به تو جریان می‌دهد.

661
00:50:48,240 --> 00:50:51,070
آیا عجیب نیست، حالا که دیوید بر تخت است؟

662
00:50:52,370 --> 00:50:53,490
راستش را بخواهی،

663
00:50:53,740 --> 00:50:54,910
یک آرامش بود...

664
00:50:55,560 --> 00:51:00,660
با این دانستن که من... شاه نمی‌شوم.

665
00:51:01,370 --> 00:51:05,720
اما مگر اینکه او وارثی تولید کند، تو نفر بعدی هستی.

666
00:51:07,000 --> 00:51:10,610
و دخترت، الیزابت، بعد از تو جانشین خواهد شد.

667
00:51:11,640 --> 00:51:15,500
داری اشتباه می‌روی، دکتر، دکتر.

668
00:51:15,800 --> 00:51:19,270
لیونل ببین؟ لکنت نداشتی.

669
00:51:19,570 --> 00:51:22,190
البته که لکنت نداشتم، داشتم می‌خواندم!

670
00:51:24,040 --> 00:51:26,250
خب، به عنوان یک پاداش کوچک،

671
00:51:26,250 --> 00:51:29,150
می‌توانی روی این پایه‌ها کمی چسب بگذاری.

672
00:51:33,960 --> 00:51:36,330
پسرت، اشکالی ندارد؟

673
00:51:36,330 --> 00:51:37,240
نه، اصلاً.

674
00:51:41,500 --> 00:51:44,500
دیوید و من خیلی صمیمی بودیم.

675
00:51:45,830 --> 00:51:48,420
مردان جوان... می‌دانی.

676
00:51:49,800 --> 00:51:51,950
آیا شما دو نفر به دنبال یک دخترها بودید؟

677
00:51:56,310 --> 00:52:01,690
دیوید همیشه در ترتیب دادن مقدمات بسیار مفید بود.

678
00:52:02,700 --> 00:52:10,660
ما خدمات حرفه‌ای پائولت در پاریس را با هم تقسیم کردیم.

679
00:52:16,870 --> 00:52:19,020
نه همزمان البته.

680
00:52:23,220 --> 00:52:24,820
آیا دیوید تا به حال مسخره‌ات کرده؟

681
00:52:24,820 --> 00:52:28,030
بله، همه‌شان کردند. بو-بو-بو-برتی؟

682
00:52:29,600 --> 00:52:31,270
پدر تشویقش می‌کرد.

683
00:52:32,640 --> 00:52:36,050
گفت، «بیرونش بده، پسر!» گفت که باعث می‌شود لکنت‌ام قطع شود.

684
00:52:36,050 --> 00:52:39,300
گفت که «من از پدرم می‌ترسیدم،

685
00:52:39,300 --> 00:52:43,960
و بچه‌های من هم به طرز لعنتی از من خواهند ترسید.»

686
00:52:45,960 --> 00:52:48,110
آیا به طور طبیعی راست‌دست هستی؟

687
00:52:51,180 --> 00:52:57,870
چپ. من... تنبیه شدم. حالا از راست استفاده می‌کنم.

688
00:52:57,870 --> 00:53:00,480
بله، این در میان لکنت‌داران بسیار رایج است.

689
00:53:03,600 --> 00:53:05,930
هر اصلاح‌های دیگری؟

690
00:53:06,960 --> 00:53:08,040
زانوهای کج (ضربدری).

691
00:53:11,000 --> 00:53:15,450
آتل‌های فلزی ساخته شد. شب و روز... می‌بستم.

692
00:53:17,180 --> 00:53:19,940
- حتماً دردناک بوده. - عذاب لعنتی.

693
00:53:21,230 --> 00:53:22,290
حالا پاها صاف هستند.

694
00:53:24,760 --> 00:53:27,310
در خانواده‌ات به چه کسی نزدیک‌تر بودی؟

695
00:53:28,390 --> 00:53:31,000
دایه‌ها. نه دایه‌ی اولم.

696
00:53:31,000 --> 00:53:35,090
او دیوید را دوست داشت... از من متنفر بود.

697
00:53:35,600 --> 00:53:39,400
وقتی ما را به...

698
00:53:39,400 --> 00:53:41,440
والدین برای بازدید روزانه معرفی می‌کردند،

699
00:53:44,610 --> 00:53:45,950
او مرا نیشگون می‌گرفت..

700
00:53:45,950 --> 00:53:50,220
من گریه می‌کردم و بلافاصله به او پس داده می‌شدم.

701
00:53:53,500 --> 00:53:56,110
و بعد او...

702
00:53:59,130 --> 00:54:00,470
بخوانش.

703
00:54:02,150 --> 00:54:08,310
«بعد او به من غذا نمی‌داد. خیلی خیلی دور.»

704
00:54:12,040 --> 00:54:16,500
پدر و مادرم... سه سال طول کشید تا متوجه شوند.

705
00:54:17,520 --> 00:54:24,060
همانطور که می‌توانید تصور کنید، باعث برخی مشکلات معده شد. هنوز هم.

706
00:54:29,220 --> 00:54:31,420
برادرت، جانی چطور؟

707
00:54:33,280 --> 00:54:34,980
به او نزدیک بودی؟

708
00:54:35,900 --> 00:54:36,780
جانی.

709
00:54:38,500 --> 00:54:39,400
پسر شیرینی بود.

710
00:54:41,200 --> 00:54:42,000
داشت...

711
00:54:48,660 --> 00:54:49,910
صرع.

712
00:54:51,850 --> 00:54:55,310
و او... متفاوت بود.

713
00:54:58,390 --> 00:55:01,040
او در... ۱۳ سالگی مرد.

714
00:55:02,800 --> 00:55:04,210
پنهان از دید.

715
00:55:07,760 --> 00:55:11,970
به من... به من گفته‌اند که... واگیردار نیست.

716
00:55:15,410 --> 00:55:16,900
بیشتر می‌خواهی؟

717
00:55:18,500 --> 00:55:19,490
لطفاً.

718
00:55:24,700 --> 00:55:25,730
می‌دانی...

719
00:55:26,990 --> 00:55:28,300
لیونل، تو...

720
00:55:29,500 --> 00:55:31,350
تو اولین انگلیسی معمولی هستی...

721
00:55:31,350 --> 00:55:32,200
استرالیایی.

722
00:55:34,100 --> 00:55:36,200
که من واقعاً با او صحبت کرده‌ام.

723
00:55:37,990 --> 00:55:41,830
وقتی... از خیابان‌ها عبور داده می‌شوم و می‌بینم،

724
00:55:42,400 --> 00:55:46,350
می‌دانی، مردم عادی به من خیره می‌شوند،

725
00:55:47,350 --> 00:55:49,530
از این که چقدر از زندگی او کم می‌دانم، متعجب می‌شوم،

726
00:55:49,530 --> 00:55:52,500
و چقدر او از زندگی من کم می‌داند.

727
00:55:52,800 --> 00:55:53,600
متشکرم.

728
00:55:54,560 --> 00:55:56,160
دوستان برای چه هستند.

729
00:55:59,400 --> 00:56:00,940
نمی‌دانم.

730
00:56:06,900 --> 00:56:13,620
من هفت... خار ساقه‌کلفت را با یک الک قوی و کلفت الک کردم.

731
00:56:13,620 --> 00:56:16,400
من هفت خار ساقه‌کلفت را...

732
00:56:16,400 --> 00:56:17,800
الان کافی است، عزیزم.

733
00:56:17,800 --> 00:56:19,500
من باید ادامه بدهم، این افتضاح است.

734
00:56:20,200 --> 00:56:23,400
من هفت... ساقه‌کلفت... - اوه، نه.

735
00:56:26,670 --> 00:56:30,020
درختان صنوبر صد ساله... برای بهتر شدن منظره کنده شدند!

736
00:56:31,350 --> 00:56:32,560
او فکر می‌کند کیست!

737
00:56:32,560 --> 00:56:35,900
با این حال... ما باید سعی کنیم با خانم سیمپسون خوش‌برخورد باشیم.

738
00:56:36,500 --> 00:56:38,670
می‌دانی او به من آشپز اسکاتلندی چاق می‌گوید؟

739
00:56:38,670 --> 00:56:39,770
تو چاق نیستی.

740
00:56:40,780 --> 00:56:42,280
دارم چاق می‌شوم.

741
00:56:43,730 --> 00:56:45,130
تو به ندرت آشپزی می‌کنی.

742
00:56:47,550 --> 00:56:49,530
من هفت را الک کردم... - خفه شو!

743
00:56:49,530 --> 00:56:51,800
با یک الک قوی... کلفت...

744
00:56:52,600 --> 00:56:53,800
من هفت را الک کردم...

745
00:56:59,700 --> 00:57:03,410
عالیجنابان دوک و دوشس یورک.

746
00:57:03,500 --> 00:57:05,450
چه لذت‌بخش است دیدن هر دوی شما.

747
00:57:08,030 --> 00:57:10,900
به کلبه‌ی کوچک روستایی ما خوش آمدید.

748
00:57:12,330 --> 00:57:14,730
من به دعوت شاه آمده‌ام.

749
00:57:19,450 --> 00:57:20,510
اعلیحضرت.

750
00:57:22,900 --> 00:57:24,710
- حالت خوبه؟ - متاسفیم دیر کردیم.

751
00:57:24,710 --> 00:57:26,380
بسیار خوشحالم از دیدن شما.

752
00:57:27,700 --> 00:57:28,900
خانم سیمپسون.

753
00:57:32,740 --> 00:57:33,640
بسیار خوب.

754
00:57:39,430 --> 00:57:40,260
سلام دیوید.

755
00:57:41,710 --> 00:57:44,910
می‌بینم که... تغییراتی در باغ می‌دهید.

756
00:57:44,910 --> 00:57:47,810
بله، من هنوز کاملاً تمام نکرده‌ام.

757
00:57:52,340 --> 00:57:54,570
به من نگویید بد رفتار کردم، آقای چرچیل.

758
00:57:54,570 --> 00:57:58,250
برعکس، عالیجناب. آداب معاشرت حکم می‌کند

759
00:57:58,250 --> 00:58:00,320
که به شاهزادگان باید توسط میزبان رسمی سلام کرد،

760
00:58:00,320 --> 00:58:03,260
در این مورد، شاه. نه یک فرد عادی.

761
00:58:03,990 --> 00:58:05,160
متشکرم.

762
00:58:07,900 --> 00:58:09,600
نفوذ او بر او چیست؟

763
00:58:10,000 --> 00:58:11,080
هیچ ایده‌ای ندارم.

764
00:58:13,990 --> 00:58:16,900
ظاهراً او مهارت‌های خاصی دارد...

765
00:58:17,400 --> 00:58:20,600
که در یک مؤسسه در شانگهای به دست آورده است.

766
00:58:23,710 --> 00:58:24,490
دیوید.

767
00:58:26,890 --> 00:58:29,000
فقط یک ثانیه، عزیزم. مرا ببخشید؟

768
00:58:39,860 --> 00:58:42,260
دیوید، من سعی کرده‌ام شما را ببینم...

769
00:58:42,980 --> 00:58:44,030
من به شدت مشغول بوده‌ام.

770
00:58:44,600 --> 00:58:45,500
چکار؟

771
00:58:46,640 --> 00:58:48,020
- شاه‌بازی (پادشاهی کردن). - واقعاً؟

772
00:58:49,800 --> 00:58:54,130
پادشاهی کردن... این روزها کار پرخطری است.

773
00:58:54,130 --> 00:58:57,020
تزار روسیه کجاست؟ پسرعموی ویلهلم کجاست؟

774
00:58:57,020 --> 00:58:58,620
داری کسالت‌بار حرف می‌زنی.

775
00:58:58,890 --> 00:59:03,180
آیا پادشاهی کردن، اخراج ۸۰... کارمند

776
00:59:03,210 --> 00:59:04,460
و خریدن مرواریدهای بیشتر برای والیس است

777
00:59:04,460 --> 00:59:06,210
در حالی که مردم در سراسر اروپا راهپیمایی می‌کنند و پرچم سرخ می‌خوانند؟

778
00:59:06,210 --> 00:59:08,270
نگرانی‌ات را کنار بگذار. آقای هیتلر آنها را مرتب می‌کند.

779
00:59:08,320 --> 00:59:09,920
و چه کسی آقای هیتلر را مرتب می‌کند؟

780
00:59:09,920 --> 00:59:11,510
آن '۲۳ لعنتی کجاست؟

781
00:59:12,420 --> 00:59:14,620
و تو آن زن را در آپارتمان مادرمان جای داده‌ای؟

782
00:59:14,620 --> 00:59:16,470
مادر که هنوز در تخت نیست، هست؟

783
00:59:16,470 --> 00:59:17,700
این خنده‌دار نیست.

784
00:59:17,700 --> 00:59:20,300
این همان است. والیس بهترین‌ها را دوست دارد.

785
00:59:21,000 --> 00:59:23,440
من اهمیت نمی‌دهم که شب‌ها با چه زنی هستی،

786
00:59:23,470 --> 00:59:26,420
تا زمانی که صبح برای انجام وظیفه حاضر باشی!

787
00:59:26,520 --> 00:59:29,830
والیس فقط یک زن نیست که با او هستم.

788
00:59:29,830 --> 00:59:31,300
ما قصد ازدواج داریم.

789
00:59:33,150 --> 00:59:34,310
ببخشید؟

790
00:59:34,350 --> 00:59:36,700
او دادخواست طلاق داده است.

791
00:59:37,670 --> 00:59:38,790
خدای من.

792
00:59:40,580 --> 00:59:43,520
نمی‌توانی فقط یک خانه‌ی خوب و یک عنوان به او بدهی؟

793
00:59:43,520 --> 00:59:44,940
نمی‌خواهم او را به عنوان معشوقه داشته باشم.

794
00:59:44,990 --> 00:59:46,500
کلیسا طلاق را به رسمیت نمی‌شناسد،

795
00:59:46,500 --> 00:59:49,180
و تو رئیس... کلیسا هستی.

796
00:59:49,180 --> 00:59:50,440
آیا من هیچ حقی ندارم؟

797
00:59:50,440 --> 00:59:51,670
بسیاری از امتیازات...

798
00:59:51,710 --> 00:59:53,010
چیز یکسانی نیست.

799
00:59:53,970 --> 00:59:55,790
مرد معمولی محبوب تو ممکن است برای عشق ازدواج کند،

800
00:59:55,790 --> 00:59:56,800
چرا من نه؟

801
00:59:57,100 --> 00:59:59,380
اگر تو... یک مرد معمولی بودی،

802
00:59:59,380 --> 01:00:02,600
بر چه اساسی می‌توانستی... ادعای پادشاهی کنی؟

803
01:00:02,600 --> 01:00:04,370
به نظر می‌رسد قانون اساسی بدبخت ما را مطالعه کرده‌ای.

804
01:00:04,420 --> 01:00:05,260
به نظر می‌رسد تو مطالعه نکرده‌ای.

805
01:00:05,310 --> 01:00:06,850
این موضوع است.

806
01:00:06,850 --> 01:00:11,370
داری خودت را بالا می‌کشی. از این رو، درس‌های فن بیان؟

807
01:00:11,370 --> 01:00:12,700
این شایعه‌ی شهر است.

808
01:00:13,100 --> 01:00:14,240
من سعی می‌کنم...

809
01:00:18,670 --> 01:00:21,820
دلت برای یک جمعیت بزرگتر تنگ شده، ب-ب-ب-برتی؟

810
01:00:24,070 --> 01:00:25,000
نکن...

811
01:00:27,230 --> 01:00:28,300
آن چیست؟

812
01:00:29,000 --> 01:00:30,000
متاسفم، من...

813
01:00:31,120 --> 01:00:34,520
برادر کوچکتر سعی می‌کند برادر بزرگتر را از تخت پایین بیاندازد..

814
01:00:34,960 --> 01:00:37,350
و-و-و-واقعاً قرون وسطایی.

815
01:00:38,600 --> 01:00:39,400
والیس.

816
01:00:40,300 --> 01:00:43,700
آه. تمام این مدت کجا بودی؟

817
01:00:44,130 --> 01:00:46,100
- با چه کسی حرف می‌زدی؟ - به تو ربطی ندارد.

818
01:00:48,460 --> 01:00:53,700
چه شاه کوچک پیچیده‌ای هستی.

819
01:00:53,700 --> 01:00:54,700
سعی می‌کنم باشم.

820
01:00:56,580 --> 01:00:59,550
همه‌ی آن کار... هدر رفت.

821
01:01:01,400 --> 01:01:02,940
برادر خودم...

822
01:01:02,940 --> 01:01:05,800
نمی‌توانستم یک کلمه در جوابش بگویم.

823
01:01:06,600 --> 01:01:09,690
چرا با دیوید خیلی بیشتر از من لکنت داری؟

824
01:01:10,000 --> 01:01:11,850
چون به تو پول می‌دهند که گوش کنی!

825
01:01:11,850 --> 01:01:13,690
برتی، من یک دختر گیشا نیستم.

826
01:01:14,300 --> 01:01:15,750
دست بردار از این همه زرنگی لعنتی!

827
01:01:15,800 --> 01:01:19,000
چیست در مورد دیوید که مانع حرف زدن تو می‌شود؟

828
01:01:19,400 --> 01:01:21,110
چیست در مورد تو که به طرز لعنتی باعث می‌شود...

829
01:01:21,110 --> 01:01:23,320
تو می‌خواهی تمام مدت در موردش حرف بزنی.

830
01:01:24,000 --> 01:01:27,020
مبتذل اما روان. وقتی فحش می‌دهی لکنت نداری.

831
01:01:27,020 --> 01:01:27,820
برو گمشو!

832
01:01:28,250 --> 01:01:29,520
بهترین چیزی که می‌توانی بگویی همین است؟

833
01:01:29,520 --> 01:01:35,160
خب، لعنت به تو، حرامزاده‌ی حیوان.

834
01:01:35,800 --> 01:01:38,420
یک آدم خودپسند مدرسه‌ی خصوصی می‌تواند بهتر از این باشد.

835
01:01:39,540 --> 01:01:40,440
فضله!

836
01:01:41,560 --> 01:01:42,400
فضله، فضله، فضله.

837
01:01:42,700 --> 01:01:45,400
فضله، فضله، فضله، فضله، فضله، فضله، فضله.

838
01:01:45,720 --> 01:01:47,000
فضله! فضله! - بله!

839
01:01:47,600 --> 01:01:49,810
می‌بینی که کلمات رکیک چطور روان از زبان جاری می‌شوند؟

840
01:01:49,860 --> 01:01:50,840
چون عصبانی هستم!

841
01:01:50,890 --> 01:01:53,000
کلمه‌ی اف‌ (مثل فاک) را بلدی؟

842
01:01:55,450 --> 01:01:56,200
زنا؟

843
01:01:56,250 --> 01:01:57,350
اوه برتی.

844
01:01:58,100 --> 01:01:58,900
فاک (جفت گیری).

845
01:01:59,500 --> 01:02:02,060
فاک، فاک، فاک، فاک لعنتی!

846
01:02:02,060 --> 01:02:03,320
فاک، فاک و لعنت!

847
01:02:03,320 --> 01:02:05,010
لعنت، لعنت، لعنتی، لعنتی.

848
01:02:05,010 --> 01:02:06,570
لعنت، فاک، فاک، کون

849
01:02:06,740 --> 01:02:09,700
- بله! می‌بینی! حتی یک مکث هم نبود! - بیضه، بیضه، فاکتی، فضله، فضله،

850
01:02:09,700 --> 01:02:12,570
آلت، فضله و فاک! و پستان.

851
01:02:12,620 --> 01:02:15,480
بابا؟ چه خبر است؟

852
01:02:15,480 --> 01:02:17,870
متاسفم. تکالیفت را تمام کن

853
01:02:19,120 --> 01:02:21,800
خب... این آن جنبه‌ای از توست که زیاد نمی‌بینیم.

854
01:02:22,500 --> 01:02:27,000
نه. نه، ما واقعاً قرار نیست، نه در ملأ عام.

855
01:02:27,620 --> 01:02:28,560
برویم هوا بخوریم.

856
01:02:29,200 --> 01:02:32,200
نه، لاگ، فکر نمی‌کنم این ایده‌ی خوبی باشد.

857
01:02:34,000 --> 01:02:36,700
چه شده؟ چه چیزی تو را اینقدر ناراحت کرده؟

858
01:02:38,010 --> 01:02:40,560
لاگ، تو هیچ ایده‌ای نداری.

859
01:02:42,520 --> 01:02:49,710
برادرم شیفته‌ی زنی شده که دو بار ازدواج کرده است.

860
01:02:50,290 --> 01:02:54,160
او درخواست طلاق داده و دیوید مصمم است با او ازدواج کند.

861
01:02:55,350 --> 01:02:59,880
خانم والیس سیمپسون از بالتیمور.

862
01:03:01,180 --> 01:03:03,070
این درست نیست. ملکه والیس بالتیمور؟

863
01:03:03,070 --> 01:03:04,040
غیرقابل تصور.

864
01:03:05,740 --> 01:03:06,770
آیا او می‌تواند این کار را بکند؟

865
01:03:06,820 --> 01:03:10,500
قطعاً نه. اما او به هر حال انجامش می‌دهد.

866
01:03:10,500 --> 01:03:12,260
همه‌چیز به هم ریخته است.

867
01:03:13,280 --> 01:03:15,480
نمی‌توانند مخفیانه ادامه دهند؟

868
01:03:15,480 --> 01:03:16,870
کاش این کار را می‌کردند.

869
01:03:18,910 --> 01:03:20,510
این تو را کجا می‌گذارد؟

870
01:03:23,050 --> 01:03:24,450
جای خودم را می‌دانم.

871
01:03:26,850 --> 01:03:28,000
هر کاری...

872
01:03:28,900 --> 01:03:31,800
از دستم بربیاید انجام می‌دهم تا برادرم بر تخت بماند.

873
01:03:33,260 --> 01:03:34,560
آیا به آن جدی است؟

874
01:03:36,570 --> 01:03:38,000
جای تو ممکن است بر تخت باشد.

875
01:03:38,050 --> 01:03:39,820
من جایگزین برادرم نیستم.

876
01:03:40,200 --> 01:03:41,390
تو می‌توانی از دیوید بدرخشی.

877
01:03:41,440 --> 01:03:43,090
جسارت نکن!

878
01:03:44,290 --> 01:03:45,370
این در مرز خیانت است.

879
01:03:45,420 --> 01:03:47,340
فقط دارم می‌گویم تو می‌توانی شاه باشی. می‌توانی انجامش دهی!

880
01:03:47,700 --> 01:03:48,790
این خیانت است!

881
01:03:48,790 --> 01:03:49,800
من سعی می‌کنم تو را به این درک برسانم...

882
01:03:49,800 --> 01:03:52,190
- که نیازی نیست توسط ترس اداره شوی. - از این حرف‌ها خسته شدم!

883
01:03:53,980 --> 01:03:54,940
از چه چیزی اینقدر می‌ترسی؟

884
01:03:54,990 --> 01:03:56,030
از حرف‌های سمی تو!

885
01:03:56,080 --> 01:03:57,680
چرا پیش من آمدی؟

886
01:03:57,730 --> 01:03:59,440
تو یک حرامزاده‌ی طبقه‌ی متوسط نیستی،

887
01:03:59,440 --> 01:04:01,780
که به درس فن بیان نیاز داشته باشی تا بتوانی گپ بزنی...

888
01:04:01,830 --> 01:04:04,680
به من در مورد وظایفم درس نده!

889
01:04:04,710 --> 01:04:07,990
من پسر یک... شاه هستم.

890
01:04:09,100 --> 01:04:10,570
برادر یک شاه.

891
01:04:11,520 --> 01:04:14,090
تو پسر ناامیدکننده‌ی یک آبجو‌سازی!

892
01:04:15,190 --> 01:04:17,700
یک چوپان مغرور از دل بیابان!

893
01:04:18,950 --> 01:04:20,250
تو هیچ کس نیستی.

894
01:04:21,000 --> 01:04:22,800
این جلسات تمام شد!

895
01:05:05,160 --> 01:05:08,860
این不是因为 او یک آمریکایی است. این کمترین مشکل است.

896
01:05:10,360 --> 01:05:14,300
به این خاطر است که او یک آمریکایی است که به زودی دو بار طلاق گرفته است،

897
01:05:15,330 --> 01:05:18,820
و شاه، به عنوان رئیس کلیسای انگلستان...

898
01:05:18,820 --> 01:05:21,700
نمی‌تواند با یک زن مطلقه ازدواج کند.

899
01:05:23,640 --> 01:05:26,940
و قربان، من از ماهیت این موضوع عذرخواهی می‌کنم.

900
01:05:28,100 --> 01:05:29,800
طبق گزارش اسکاتلند یارد،

901
01:05:30,870 --> 01:05:41,820
شاه همیشه حقوق انحصاری محبت و علاقه‌ی خانم سیمپسون را نداشته است،

902
01:05:43,080 --> 01:05:45,620
و آنها را با یک فروشنده‌ی ماشین دست دوم متأهل تقسیم کرده است،

903
01:05:45,620 --> 01:05:47,800
یک آقای گای تراندل.

904
01:05:50,170 --> 01:05:52,680
علاوه بر این، شایعه شده است که...

905
01:05:53,400 --> 01:05:56,450
سفیر هیتلر، کنت فون ریبنتروپ،

906
01:05:56,450 --> 01:05:59,400
هر روز ۱۷ شاخه میخک برای او می‌فرستد.

907
01:06:00,770 --> 01:06:04,220
اگر اعلیحضرت به نادیده گرفتن توصیه‌های دولت خود ادامه دهند،

908
01:06:04,700 --> 01:06:06,320
او باید کناره‌گیری کند.

909
01:06:06,320 --> 01:06:10,000
در غیر این صورت دولت او چاره‌ای جز استعفا ندارد.

910
01:06:10,000 --> 01:06:11,010
نخست‌وزیر،

911
01:06:11,010 --> 01:06:16,690
شما کشور را بدون... دولت رها می‌کنید؟

912
01:06:18,190 --> 01:06:20,340
آیا شاه هر کاری که می‌خواهد انجام می‌دهد،

913
01:06:21,590 --> 01:06:24,540
یا کاری را انجام می‌دهد که مردمش از او انتظار دارند؟

914
01:06:32,080 --> 01:06:33,520
چه شده، عزیزم؟

915
01:06:33,900 --> 01:06:36,120
فقط با یک بیمار مشکل دارم.

916
01:06:38,430 --> 01:06:42,300
این به تو نمی‌آید.. چرا؟

917
01:06:44,110 --> 01:06:45,560
او ترسیده است...

918
01:06:46,200 --> 01:06:47,900
او از سایه‌ی خودش می‌ترسد.

919
01:06:49,300 --> 01:06:50,920
مگر برای همین پیش تو نمی‌آیند؟

920
01:06:53,770 --> 01:06:56,280
این مرد می‌تواند واقعاً کسی بزرگ باشد،

921
01:06:56,280 --> 01:06:57,700
و او با من می‌جنگد.

922
01:06:59,170 --> 01:07:01,620
شاید، او نمی‌خواهد بزرگ باشد.

923
01:07:04,400 --> 01:07:06,450
شاید این چیزی است که تو می‌خواهی.

924
01:07:10,680 --> 01:07:12,980
ممکن است از حد خود فراتر رفته باشم.

925
01:07:14,500 --> 01:07:15,740
عذرخواهی کن،

926
01:07:16,000 --> 01:07:17,230
به هر دوی شما خوب است.

927
01:07:29,680 --> 01:07:32,430
بسیار متاسفم، آقای لاگ، دوک مشغول هستند.

928
01:07:33,350 --> 01:07:36,200
خوشحال می‌شوم منتظر بمانم. یا می‌توانم بعداً برگردم.

929
01:07:37,330 --> 01:07:39,730
همانطور که گفتم، دوک به شدت مشغول هستند.

930
01:07:48,730 --> 01:07:50,020
متشکرم.

931
01:08:03,830 --> 01:08:07,030
پارلمان از ازدواج آنها حمایت نخواهد کرد.

932
01:08:09,450 --> 01:08:11,260
اما دلایل دیگری برای نگرانی وجود داشت.

933
01:08:12,310 --> 01:08:13,760
او با اسناد دولتی بی‌احتیاط بود.

934
01:08:13,800 --> 01:08:15,320
او فاقد تعهد و اراده بود.

935
01:08:15,370 --> 01:08:17,060
کسانی بودند که نگران بودند

936
01:08:17,060 --> 01:08:19,970
او وقتی جنگ با آلمان فرا برسد، در چه موضعی خواهد بود.

937
01:08:23,200 --> 01:08:24,450
ما به آن نمی‌رسیم؟

938
01:08:25,000 --> 01:08:26,410
قطعاً می‌رسیم، قربان.

939
01:08:26,900 --> 01:08:29,010
نخست‌وزیر بالدوین ممکن است این را انکار کند،

940
01:08:29,010 --> 01:08:31,500
اما نیت هیتلر کاملاً روشن است.

941
01:08:32,400 --> 01:08:34,290
جنگ با آلمان خواهد آمد،

942
01:08:35,010 --> 01:08:39,000
و ما به شاهی نیاز خواهیم داشت که همه بتوانیم پشت سر او متحد بایستیم.

943
01:08:40,080 --> 01:08:44,150
می‌ترسم برادرم... از...

944
01:08:44,150 --> 01:08:47,520
سلامت عقل برخوردار نباشد، در این زمان.

945
01:08:49,000 --> 01:08:51,850
آیا فکر کرده‌اید خود را چه بنامید؟

946
01:08:58,490 --> 01:09:01,860
قطعاً آلبرت نه، قربان. زیادی ژرمنی است.

947
01:09:10,090 --> 01:09:11,290
نظرتان در مورد جرج چیست؟

948
01:09:12,000 --> 01:09:13,540
به نام پدرتان؟

949
01:09:15,300 --> 01:09:16,620
جرج ششم.

950
01:09:16,990 --> 01:09:20,050
تداوم نسبتاً خوبی دارد،

951
01:09:20,050 --> 01:09:21,180
نظر شما چیست؟

952
01:09:25,330 --> 01:09:26,780
دیوید! خدایا شکرت.

953
01:09:28,570 --> 01:09:29,700
به نظر خسته می‌رسی!

954
01:09:33,230 --> 01:09:34,800
چطور تحمل می‌کنی؟

955
01:09:35,470 --> 01:09:37,400
برتی. تصمیم گرفته شده، من...

956
01:09:38,450 --> 01:09:39,700
من می‌روم.

957
01:09:41,500 --> 01:09:42,340
من نمی‌توانم این را بپذیرم.

958
01:09:42,340 --> 01:09:43,890
تو در وضعیتی نیستی که چنین تصمیمی بگیری.

959
01:09:43,940 --> 01:09:44,820
می‌ترسم راه دیگری نباشد.

960
01:09:46,700 --> 01:09:48,300
من باید با او ازدواج کنم.

961
01:09:51,100 --> 01:09:53,590
تصمیمم را گرفته‌ام. من... متاسفم.

962
01:09:57,580 --> 01:09:59,300
این چیز وحشتناکی است که بشنوی.

963
01:10:03,150 --> 01:10:06,000
دیوید، هیچ کس این را نمی‌خواهد. من از همه کمتر.

964
01:10:12,860 --> 01:10:18,600
«بالاخره می‌توانم چند کلمه از خودم بگویم.

965
01:10:20,000 --> 01:10:23,090
من هرگز نخواسته‌ام چیزی را پنهان کنم،

966
01:10:23,700 --> 01:10:24,900
اما تا حالا،

967
01:10:25,300 --> 01:10:28,200
از نظر قانون اساسی امکان صحبت کردن برای من ممکن نبوده است.

968
01:10:29,580 --> 01:10:33,380
چند ساعت پیش من آخرین وظیفه‌ی خود را انجام دادم...

969
01:10:34,000 --> 01:10:36,400
به عنوان شاه و امپراتور.

970
01:10:38,000 --> 01:10:43,460
و حالا که برادرم، دوک یورک، جانشین من شده است

971
01:10:44,570 --> 01:10:47,730
اولین کلمات من باید اعلام وفاداری به او باشد.

972
01:10:48,900 --> 01:10:51,400
این کار را با تمام وجودم انجام می‌دهم.

973
01:10:54,860 --> 01:10:56,270
همه‌ی شما دلایل را می‌دانید

974
01:10:56,270 --> 01:10:58,960
که مرا به کناره‌گیری از تخت وادار کرد.

975
01:10:59,990 --> 01:11:02,540
اما باید باور کنید، وقتی به شما می‌گویم

976
01:11:04,190 --> 01:11:06,340
که برای من غیرممکن بوده است که بار سنگین

977
01:11:06,340 --> 01:11:10,040
مسئولیت را حمل کنم و وظایفم را انجام دهم..

978
01:11:10,040 --> 01:11:12,860
به عنوان شاه، آنطور که من دوست دارم...

979
01:11:13,600 --> 01:11:17,610
بدون کمک و حمایت زنی که دوستش دارم.

980
01:11:19,770 --> 01:11:21,070
و من می‌خواهم بدانید.

981
01:11:21,120 --> 01:11:25,310
این تصمیم برای من آسان‌تر شده است...

982
01:11:26,280 --> 01:11:28,880
با این اطمینان که برادرم،

983
01:11:29,200 --> 01:11:32,400
با آموزش طولانی خود در امور عمومی این کشور...

984
01:11:33,990 --> 01:11:35,930
و با ویژگی‌های خوبش...

985
01:11:36,600 --> 01:11:38,990
قادر خواهد بود بلافاصله جای مرا بگیرد...

986
01:11:39,040 --> 01:11:42,590
بدون وقفه یا آسیب...

987
01:11:44,020 --> 01:11:47,740
به زندگی و پیشرفت امپراتوری.»

988
01:13:04,160 --> 01:13:06,030
من امروز شما را ملاقات می‌کنم...

989
01:13:12,960 --> 01:13:15,300
در شرایطی که...

990
01:13:32,990 --> 01:13:34,240
مطمئنم آن را دوست خواهید داشت.

991
01:13:34,950 --> 01:13:37,070
متشکرم عزیزم، زین، مارگارت.

992
01:13:37,460 --> 01:13:38,840
- بله مامان. - پسر خوبی.

993
01:13:48,340 --> 01:13:50,300
مامان، آیا در خانه‌ی جدیدمان جا برای اسب‌هایمان خواهیم داشت؟

994
01:13:50,350 --> 01:13:52,700
البته که خواهیم داشت، عزیزم، ما یک کاخ از اتاق‌ها خواهیم داشت.

995
01:14:02,930 --> 01:14:03,940
تعظیم (احترام).

996
01:14:06,330 --> 01:14:07,620
اعلیحضرت.

997
01:14:25,060 --> 01:14:26,580
چطور بود؟

998
01:14:37,940 --> 01:14:45,750
من سعی می‌کنم با شکل ظاهری یک سند دولتی آشنا شوم.

999
01:14:50,560 --> 01:14:54,830
یک گزارش از آقای بالدوین که من یک کلمه‌اش را نمی‌فهمم.

1000
01:14:58,410 --> 01:14:59,860
امور مالی دیوید.

1001
01:15:05,350 --> 01:15:08,730
پخش... کریسمس.

1002
01:15:10,370 --> 01:15:11,930
فکر می‌کنم ممکن است اشتباه باشد.

1003
01:15:11,930 --> 01:15:12,930
نگران آن نباش.

1004
01:15:24,490 --> 01:15:26,020
برنامه‌های تاج‌گذاری

1005
01:15:27,920 --> 01:15:29,670
فکر می‌کنم این یک اشتباه حتی بزرگ‌تر است.

1006
01:15:33,000 --> 01:15:34,780
من یک شاه نیستم.

1007
01:15:39,720 --> 01:15:41,760
من یک افسر نیروی دریایی هستم. این تنها چیزی است که می‌دانم.

1008
01:15:44,990 --> 01:15:46,430
من اینجا نیستم. من یک شاه نیستم.

1009
01:15:48,210 --> 01:15:49,390
متاسفم.

1010
01:15:51,000 --> 01:15:51,980
متاسفم.

1011
01:15:51,980 --> 01:15:53,270
لطفاً، لطفاً.

1012
01:15:57,330 --> 01:16:00,770
اوه، خدای من. مرد عزیز، عزیز.

1013
01:16:04,400 --> 01:16:05,280
می‌دانی...

1014
01:16:05,900 --> 01:16:09,930
من دو پیشنهاد ازدواج اول تو را رد کردم،

1015
01:16:09,930 --> 01:16:12,120
نه به خاطر اینکه دوستت نداشتم،

1016
01:16:12,600 --> 01:16:15,600
بلکه به خاطر اینکه نمی‌توانستم ایده‌ی یک زندگی سلطنتی را تحمل کنم.

1017
01:16:16,000 --> 01:16:20,020
نمی‌توانستم ایده‌ی زندگی پر از تورها و وظایف عمومی را تحمل کنم،

1018
01:16:20,620 --> 01:16:24,240
زندگی که دیگر واقعاً از آن خودم نبود.

1019
01:16:25,480 --> 01:16:26,740
اما بعد فکر کردم...

1020
01:16:27,630 --> 01:16:29,460
او آنقدر زیبا لکنت دارد...

1021
01:16:29,500 --> 01:16:31,250
آنها ما را تنها می‌گذارند.

1022
01:16:57,580 --> 01:17:02,150
منتظر ماندن برای اینکه یک شاه عذرخواهی کند، آدم می‌تواند خیلی طولانی منتظر بماند.

1023
01:17:06,960 --> 01:17:09,410
می‌ترسم ما کمی دیر کرده باشیم.

1024
01:17:11,960 --> 01:17:13,540
این خانه است.

1025
01:17:14,250 --> 01:17:15,280
میرتل در بازی پل (بریج) است.

1026
01:17:15,280 --> 01:17:16,700
من مطمئن شده‌ام که بچه‌ها بیرون هستند.

1027
01:17:17,190 --> 01:17:18,180
دوست‌داشتنی است.

1028
01:17:19,250 --> 01:17:20,750
کاملاً دوست‌داشتنی.

1029
01:17:21,630 --> 01:17:22,630
می‌توانم بنشینم؟

1030
01:17:22,930 --> 01:17:23,890
بله، البته.

1031
01:17:31,800 --> 01:17:32,820
چای میل دارید، خانم؟

1032
01:17:32,870 --> 01:17:34,500
بله. خودم بریزم.

1033
01:17:34,950 --> 01:17:35,930
برو...

1034
01:17:35,930 --> 01:17:38,060
یا باید سرهایتان را به هم بکوبم؟

1035
01:17:39,700 --> 01:17:41,370
این شیلینگت،

1036
01:17:52,540 --> 01:17:53,920
من... من می‌فهمم...

1037
01:17:54,900 --> 01:17:57,000
داشتی چه می‌گفتی، لاگ.

1038
01:17:58,440 --> 01:17:59,900
من راه اشتباهی رفتم.

1039
01:18:01,590 --> 01:18:02,690
متاسفم.

1040
01:18:05,430 --> 01:18:06,410
پس، من اینجا هستم.

1041
01:18:06,460 --> 01:18:08,660
آیا ملت برای دو...

1042
01:18:09,670 --> 01:18:11,980
دقیقه سکوت رادیویی آماده است؟

1043
01:18:11,980 --> 01:18:15,380
هر لکنت‌داری همیشه می‌ترسد که به نقطه‌ی اول برگردد.

1044
01:18:16,360 --> 01:18:17,440
من نمی‌گذارم این اتفاق بیفتد.

1045
01:18:17,490 --> 01:18:20,160
اگر من در وظیفه‌ام شکست بخورم...

1046
01:18:21,630 --> 01:18:22,710
دیوید ممکن است برگردد.

1047
01:18:22,760 --> 01:18:24,460
من آن پلاکارد را دیده‌ام.

1048
01:18:26,200 --> 01:18:29,500
«خداوند شاه... ما را حفظ کند.»

1049
01:18:29,780 --> 01:18:31,010
آنها منظورم نیستند.

1050
01:18:33,330 --> 01:18:35,810
هر پادشاه دیگری در تاریخ

1051
01:18:37,120 --> 01:18:42,600
جانشین کسی شد که مرده بود، یا در آستانه‌ی مرگ.

1052
01:18:45,650 --> 01:18:50,630
پیشین من نه تنها زنده است، بلکه بسیار هم زنده است.

1053
01:18:55,340 --> 01:18:56,890
چه اوضاع به هم ریخته‌ای!

1054
01:18:58,460 --> 01:19:00,530
نمی‌توانم حتی یک سخنرانی کریسمس به آنها بدهم.

1055
01:19:00,580 --> 01:19:02,230
مثل پدرت که انجام می‌داد؟

1056
01:19:02,280 --> 01:19:03,620
دقیقاً.

1057
01:19:04,200 --> 01:19:05,900
او دیگر اینجا نیست.

1058
01:19:09,020 --> 01:19:11,820
چرا هست. او روی آن شیلینگی است که به تو دادم.

1059
01:19:13,680 --> 01:19:15,130
به اندازه‌ی کافی راحت است که ببخشی.

1060
01:19:15,890 --> 01:19:18,030
نیازی نیست او را در جیبت حمل کنی.

1061
01:19:18,970 --> 01:19:20,470
یا برادرت را.

1062
01:19:21,700 --> 01:19:23,420
نیازی نیست از چیزهایی بترسی

1063
01:19:23,420 --> 01:19:26,400
که وقتی پنج ساله بودی از آنها می‌ترسیدی.

1064
01:19:32,500 --> 01:19:35,000
تو بسیار انسان مستقلی هستی، برتی.

1065
01:19:36,510 --> 01:19:37,430
هستم؟

1066
01:19:42,340 --> 01:19:44,000
نوبت صورت توست، رفیق.

1067
01:19:44,050 --> 01:19:45,400
لیونل؟

1068
01:19:46,380 --> 01:19:47,580
میرتل!

1069
01:19:47,670 --> 01:19:50,030
- اشکالی ندارد؟ - نه.

1070
01:19:51,600 --> 01:19:53,630
برتی، بیا اینجا.

1071
01:19:54,750 --> 01:19:57,160
- حالت خوبه، لاگ؟ - بله.

1072
01:19:59,930 --> 01:20:02,980
- برویم داخل؟ - به من اعتماد کن. مهم است.

1073
01:20:04,160 --> 01:20:05,660
چیست؟

1074
01:20:07,000 --> 01:20:10,350
- علی... علی... - اعلیحضرت؟ اولین بار.

1075
01:20:10,520 --> 01:20:14,350
بعد از آن، «مادام». مثل «هام» (ژامبون)، نه «مالم» مثل «پالم» (نخل).

1076
01:20:15,960 --> 01:20:17,930
من به او درباره‌ی ما نگفته‌ام.

1077
01:20:17,930 --> 01:20:19,080
بنشین، آرام باش.

1078
01:20:20,020 --> 01:20:24,050
به من گفته‌اند که شوهرتان به شوهرم برتی می‌گوید

1079
01:20:24,630 --> 01:20:27,090
و شوهرم به شوهرتان لیونل می‌گوید.

1080
01:20:27,140 --> 01:20:29,240
امیدوارم شما به من «لیز» نگویید.

1081
01:20:29,830 --> 01:20:33,090
اعلیحضرت، شما می‌توانید به من خانم لاگ بگویید، مادام.

1082
01:20:33,930 --> 01:20:36,180
بسیار خوشبختم، خانم لاگ.

1083
01:20:38,050 --> 01:20:39,520
لاگ، ما نمی‌توانیم تمام روز اینجا بایستیم.

1084
01:20:39,570 --> 01:20:42,520
چرا می‌توانیم. ببین، من باید منتظر لحظه‌ی مناسب باشم.

1085
01:20:42,570 --> 01:20:44,040
لاگ، داری ترسو رفتار می‌کنی!

1086
01:20:44,440 --> 01:20:45,720
کاملاً درست می‌گویی.

1087
01:20:47,210 --> 01:20:48,450
برو بیرون، مرد!

1088
01:20:50,800 --> 01:20:52,500
سلام، میرتل عزیزم!

1089
01:20:53,920 --> 01:20:54,960
تو زود آمده‌ای.

1090
01:20:55,200 --> 01:20:57,230
فکر می‌کنم شما دو تا همدیگر را دیده‌اید!

1091
01:20:57,230 --> 01:20:58,870
اما من فکر نمی‌کردم، می‌دانی...

1092
01:21:00,530 --> 01:21:02,000
شاه جرج ششم.

1093
01:21:02,400 --> 01:21:03,760
بسیار خوشبختم.

1094
01:21:08,000 --> 01:21:10,650
آیا اعلیحضرت برای شام می‌مانند؟

1095
01:21:12,420 --> 01:21:15,650
ما خیلی دوست داریم، چه لذتی، اما افسوس...

1096
01:21:16,260 --> 01:21:18,660
قرار قبلی. چه حیف.

1097
01:21:34,310 --> 01:21:37,380
- اسقف اعظم. - خوش آمدید، اعلیحضرت.

1098
01:21:38,650 --> 01:21:41,230
چه تغییر شکلی باشکوه، قربان.

1099
01:21:41,860 --> 01:21:45,260
امیدوارم مرا ببخشید اگر آماده‌سازی‌هایمان را ادامه دهیم.

1100
01:21:46,250 --> 01:21:51,760
و حالا به من اجازه می‌دهید که شما را در مراسم راهنمایی کنم.

1101
01:21:56,180 --> 01:22:00,730
ما البته از درِ غربی شروع می‌کنیم، سپس به شبستان می‌رویم.

1102
01:22:02,810 --> 01:22:03,880
می‌بینم که همه‌ی

1103
01:22:03,880 --> 01:22:06,660
بیانیه‌های شما پخش خواهد شد، اسقف اعظم.

1104
01:22:07,110 --> 01:22:11,960
آه، بله، رادیو واقعاً جعبه‌ی پاندوراست.

1105
01:22:12,590 --> 01:22:16,280
می‌ترسم مجبور باشم به دوربین‌های خبری هم اجازه بدهم.

1106
01:22:16,530 --> 01:22:19,800
که محصول آنها را شخصاً ویرایش خواهم کرد.

1107
01:22:20,320 --> 01:22:22,490
بدون هیچ لحظه‌ای تردید.

1108
01:22:23,170 --> 01:22:27,410
این دکتر لاگ از خیابان هارلی است.

1109
01:22:27,410 --> 01:22:29,530
او گفتاردرمانگر من است.

1110
01:22:31,120 --> 01:22:32,640
- عالیجناب. - اگر می‌دانستم

1111
01:22:32,640 --> 01:22:34,890
که اعلیحضرت به دنبال کمک هستند

1112
01:22:34,940 --> 01:22:37,490
من باید توصیه‌ی خود را می‌کردم.

1113
01:22:38,060 --> 01:22:40,200
دکتر لاگ...

1114
01:22:40,870 --> 01:22:43,120
در مراسم تاج‌گذاری شرکت خواهد کرد.

1115
01:22:43,380 --> 01:22:45,880
خب البته من با رئیس کلیسا صحبت خواهم کرد،

1116
01:22:45,880 --> 01:22:47,680
اما بسیار دشوار بود.

1117
01:22:47,800 --> 01:22:55,250
من می‌خواهم که دکتر در جعبه‌ی شاه بنشیند.

1118
01:22:56,920 --> 01:22:59,780
اما اعضای خانواده‌ی شما آنجا خواهند نشست، قربان.

1119
01:22:59,830 --> 01:23:01,730
به همین دلیل مناسب است.

1120
01:23:03,950 --> 01:23:05,040
و حالا، اگر اشکالی ندارد عالیجناب،

1121
01:23:05,040 --> 01:23:05,940
ما به مکان نیاز داریم.

1122
01:23:05,990 --> 01:23:08,520
دوست عزیز من، این کلیسای وست‌مینستر است!

1123
01:23:08,520 --> 01:23:10,680
کلیسا باید اعلیحضرت را آماده کند.

1124
01:23:10,820 --> 01:23:13,520
آماده‌سازی‌های من از اهمیت برابر برخوردار است

1125
01:23:18,070 --> 01:23:20,720
با حریم خصوصی کامل، اگر اشکالی ندارد.

1126
01:23:22,500 --> 01:23:24,700
اینها خواسته‌های من هستند، عالیجناب.

1127
01:23:25,990 --> 01:23:29,650
من کلیسا را در اختیار اعلیحضرت قرار خواهم داد...

1128
01:23:29,650 --> 01:23:32,980
امشب. اعلیحضرت.

1129
01:24:04,350 --> 01:24:05,480
نمی‌توانم باور کنم روی... راه می‌روم.

1130
01:24:05,480 --> 01:24:07,840
چاسر و هندل و دیکنز.

1131
01:24:11,550 --> 01:24:13,470
همه چی خوبه؟ بزن بریم.

1132
01:24:15,530 --> 01:24:19,040
من اینجا نیستم که تمرین کنم، دکتر لاگ.

1133
01:24:22,210 --> 01:24:23,710
به من لیونل بگو.

1134
01:24:25,150 --> 01:24:31,130
درست است، تو... هرگز... خودت را «دکتر» نخواندی.

1135
01:24:31,210 --> 01:24:35,570
من این کار را... برای تو کردم.

1136
01:24:39,450 --> 01:24:47,940
بدون آموزش، بدون... مدرک، بدون... صلاحیت.

1137
01:24:48,750 --> 01:24:52,350
فقط... یک مقدار زیادی جسارت.

1138
01:24:53,560 --> 01:24:56,060
بازجویی دادگاه مخفی است، ها؟

1139
01:24:56,110 --> 01:25:01,520
تو اعتماد خواستی. و... برابری کامل.

1140
01:25:02,510 --> 01:25:04,430
برتی، من تو را در ومبلی شنیدم.

1141
01:25:04,800 --> 01:25:05,630
من آنجا بودم.

1142
01:25:07,070 --> 01:25:08,370
پسر من لوری گفت بابا،

1143
01:25:08,370 --> 01:25:09,980
فکر می‌کنی می‌توانی به آن مرد بیچاره کمک کنی؟

1144
01:25:09,980 --> 01:25:12,180
چه، به عنوان یک بازیگر شکست‌خورده!؟

1145
01:25:12,380 --> 01:25:15,290
درست است، من دکتر نیستم،

1146
01:25:15,290 --> 01:25:18,000
و بله من کمی بازیگری کردم،

1147
01:25:19,320 --> 01:25:23,230
خب من در بارها شعر می‌خواندم و در مدرسه‌ها فن بیان تدریس می‌کردم.

1148
01:25:23,650 --> 01:25:25,350
وقتی جنگ بزرگ فرا رسید،

1149
01:25:25,400 --> 01:25:27,780
همه‌ی سربازان ما مستقیماً از جبهه برمی‌گشتند،

1150
01:25:27,830 --> 01:25:29,320
بسیاری از آنها دچار شوک ناشی از انفجار بودند،

1151
01:25:29,320 --> 01:25:30,580
ناتوان از صحبت کردن

1152
01:25:31,630 --> 01:25:34,020
یکی گفت، لیونل، تو در این مسائل گفتاری خیلی خوبی.

1153
01:25:34,070 --> 01:25:36,820
فکر می‌کنی می‌توانی به این بیچاره‌ها کمک کنی؟

1154
01:25:38,110 --> 01:25:40,940
من درمان عضلانی، تمرین، آرامش انجام دادم،

1155
01:25:40,940 --> 01:25:42,780
اما می‌دانستم که باید عمیق‌تر بروم.

1156
01:25:44,760 --> 01:25:47,000
این جوان‌های بیچاره از ترس فریاد زده بودند،

1157
01:25:47,000 --> 01:25:49,110
هیچ کس به آنها گوش نمی‌داد.

1158
01:25:50,800 --> 01:25:53,750
کار من این بود که به آنها ایمان به صدای خودشان بدهم

1159
01:25:54,710 --> 01:25:57,560
و به آنها بفهمانم که یک دوست گوش می‌دهد.

1160
01:25:59,220 --> 01:26:01,970
این حتماً برای تو آشناست، برتی.

1161
01:26:06,650 --> 01:26:08,980
تو روایت بسیار نجیبی از خودت ارائه می‌دهی.

1162
01:26:09,030 --> 01:26:11,130
تحقیق کن. همه‌اش درست است.

1163
01:26:11,270 --> 01:26:12,760
تحقیق شده است!

1164
01:26:12,760 --> 01:26:15,800
تو هیچ ایده‌ای نداری چه کسانی پشت گردنم نفس می‌کشند؟

1165
01:26:17,670 --> 01:26:19,060
من برای تو تضمین دادم

1166
01:26:19,060 --> 01:26:23,730
و تو هیچ... مدرکی نداری.

1167
01:26:23,840 --> 01:26:25,850
اما موفقیت‌های زیادی!

1168
01:26:25,850 --> 01:26:27,360
نمی‌توانم به تو مدرک نشان بدهم...

1169
01:26:27,900 --> 01:26:29,140
آن موقع آموزشی وجود نداشت.

1170
01:26:29,140 --> 01:26:31,020
هرچه می‌دانم از تجربه می‌دانم،

1171
01:26:31,070 --> 01:26:34,550
و آن جنگ... تجربه‌ای بود.

1172
01:26:37,280 --> 01:26:39,480
پلاک من می‌گوید، «ال. لاگ، نقایص گفتاری.»

1173
01:26:39,530 --> 01:26:42,230
نه دکتر، هیچ حرفی بعد از اسم من نیست.

1174
01:26:47,520 --> 01:26:48,790
مرا در برج (لندن) زندانی کن.

1175
01:26:48,790 --> 01:26:49,950
اگر می‌توانستم این کار را می‌کردم!

1176
01:26:50,000 --> 01:26:51,850
- به چه اتهامی؟ - کلاهبرداری!

1177
01:26:52,590 --> 01:26:53,720
با نزدیک شدن جنگ،

1178
01:26:53,730 --> 01:26:56,990
تو این ملت را به یک شاه بی‌صدا مجهز کرده‌ای.

1179
01:26:57,780 --> 01:27:00,340
تو شادی خانواده‌ی مرا نابود کردی.

1180
01:27:00,340 --> 01:27:02,770
همه برای به دام انداختن یک بیمار ستاره...

1181
01:27:03,530 --> 01:27:07,240
که تو امیدی به کمک به او نداشتی!

1182
01:27:08,860 --> 01:27:13,900
مثل شاه دیوانه... جرج سوم خواهد شد،

1183
01:27:15,650 --> 01:27:21,430
شاه دیوانه‌ی لکنت‌دار جرج خواهد بود...

1184
01:27:24,430 --> 01:27:28,290
که در ساعت نیاز مردمش را به طرز بدی ناامید کرد!

1185
01:27:28,950 --> 01:27:29,850
داری چکار می‌کنی؟

1186
01:27:29,850 --> 01:27:31,480
بلند شو! نمی‌توانی آنجا بنشینی! بلند شو!

1187
01:27:31,530 --> 01:27:32,740
چرا که نه؟ این یک صندلی است.

1188
01:27:32,790 --> 01:27:36,100
نه، این یک صندلی نیست، این... این...

1189
01:27:36,800 --> 01:27:38,040
این صندلی سنت ادوارد است!

1190
01:27:38,040 --> 01:27:39,700
مردم اسم‌هایشان را روی آن حک کرده‌اند.

1191
01:27:39,750 --> 01:27:42,380
این صندلی جایگاهی است که هر شاه و ملکه‌ای.

1192
01:27:42,430 --> 01:27:44,280
با یک سنگ بزرگ در یک جا نگه داشته شده است!

1193
01:27:44,280 --> 01:27:45,610
این سنگ اسکون است،

1194
01:27:45,660 --> 01:27:47,990
- داری همه چیز را پیش پا افتاده می‌کنی. - تو به چنین چرندیاتی باور داری.

1195
01:27:48,040 --> 01:27:48,880
داری همه چیز را پیش پا افتاده می‌کنی!

1196
01:27:48,880 --> 01:27:49,690
من اهمیت نمی‌دهم چند تا الاغ سلطنتی...

1197
01:27:49,740 --> 01:27:51,550
- به من گوش کن. به من گوش کن! - روی این صندلی نشسته‌اند.

1198
01:27:51,600 --> 01:27:53,560
- به من گوش کن! - به تو گوش کنم؟ به چه حقی؟

1199
01:27:53,610 --> 01:27:55,570
به حق الهی، اگر مجبوری! من شاه تو هستم!!!

1200
01:27:55,620 --> 01:27:57,250
نه نیستی! خودت به من گفتی.

1201
01:27:57,250 --> 01:27:58,420
گفتی که نمی‌خواستی.

1202
01:27:58,470 --> 01:27:59,820
چرا باید وقتم را برای گوش دادن به تو تلف کنم؟

1203
01:27:59,820 --> 01:28:00,960
چون من حق دارم که شنیده شوم!

1204
01:28:01,010 --> 01:28:03,410
- شنیده شوم به عنوان چه؟ - من یک صدا دارم!

1205
01:28:08,360 --> 01:28:09,860
بله داری.

1206
01:28:19,780 --> 01:28:21,440
تو اینقدر پشتکار داری،

1207
01:28:21,440 --> 01:28:23,680
برتی، تو شجاع‌ترین مردی هستی که می‌شناسم.

1208
01:28:24,060 --> 01:28:26,410
و تو یک شاه به شدت خوب خواهی شد.

1209
01:28:33,710 --> 01:28:35,600
اصلاً اینجا چه خبر است، قربان؟

1210
01:28:35,600 --> 01:28:37,200
کاملاً خوب است، اسقف اعظم.

1211
01:28:37,760 --> 01:28:39,280
آقای لاگ، شما باید بدانید

1212
01:28:39,280 --> 01:28:41,500
که من یک متخصص انگلیسی جایگزین پیدا کرده‌ام

1213
01:28:41,550 --> 01:28:43,860
با مدارک بی‌نقص.

1214
01:28:43,860 --> 01:28:46,570
بنابراین، دیگر به خدمات شما نیازی نخواهد بود.

1215
01:28:46,770 --> 01:28:47,760
ببخشید؟

1216
01:28:47,760 --> 01:28:50,450
وظیفه‌ی اعلیحضرت مشورت کردن و مشورت پذیرفتن است.

1217
01:28:50,500 --> 01:28:54,120
و شما مشورت نکردید، اما الان مشورت داده شدید.

1218
01:28:55,830 --> 01:28:58,020
حالا من به شما توصیه می‌کنم:

1219
01:28:58,020 --> 01:29:02,700
در این موضوع شخصی، من خودم تصمیم می‌گیرم.

1220
01:29:03,380 --> 01:29:07,840
نگرانی من برای سری است که باید تاج را روی آن بگذارم.

1221
01:29:08,120 --> 01:29:12,890
من این را درک می‌کنم اسقف اعظم، اما این سر من است!

1222
01:29:15,290 --> 01:29:16,890
خدمتگزار humble شما.

1223
01:29:24,330 --> 01:29:25,830
متشکرم برتی.

1224
01:29:28,260 --> 01:29:31,010
تمرین کنیم؟ بیا برویم سراغ.

1225
01:29:39,150 --> 01:29:42,440
حالا وقتی تو و الیزابت از درِ غربی وارد می‌شوید،

1226
01:29:42,490 --> 01:29:46,340
با سرود «خوشحال شدم وقتی به من گفتند» از شما استقبال می‌شود.

1227
01:29:46,740 --> 01:29:48,340
در واقع شما آنقدرها هم خوشحال نخواهید بود،

1228
01:29:48,340 --> 01:29:50,340
چون آنها آن را برای مدت بسیار طولانی می‌خوانند.

1229
01:29:51,720 --> 01:29:53,110
بعد دوست تو

1230
01:29:53,110 --> 01:29:56,310
اسقف اعظم با قدم‌های مغرورانه از پله‌ها به سمت تو می‌آید

1231
01:29:56,960 --> 01:30:01,810
و می‌گوید «قربان، آیا اعلیحضرت مایل به ادای سوگند هستند؟»

1232
01:30:02,810 --> 01:30:05,410
- «من مایلم» - البته که هستی!

1233
01:30:05,760 --> 01:30:08,030
من می‌خواهم ببینم در جایگاه‌های ارزان‌قیمت چه صدایی دارد

1234
01:30:08,080 --> 01:30:10,280
تا حتی دایه‌ی پیرت هم بتواند بشنود.

1235
01:30:10,840 --> 01:30:15,510
«آیا شما مردم خود را در بریتانیای کبیر، ایرلند، کانادا،

1236
01:30:15,600 --> 01:30:21,010
استرالیا و نیوزلند بر اساس قوانین و آداب و رسومشان اداره خواهید کرد؟»

1237
01:30:22,810 --> 01:30:23,810
«من رسماً قول می‌دهم که این کار را بکنم.»

1238
01:30:24,010 --> 01:30:25,610
بلندتر! من در عقب صدایت را نمی‌شنوم.

1239
01:30:25,710 --> 01:30:28,620
«من رسماً قول می‌دهم که این کار را بکنم.»

1240
01:30:28,620 --> 01:30:30,220
خیلی خوب!

1241
01:30:30,220 --> 01:30:33,630
«آیا شما تا آنجا که در توان دارید باعث اجرای قانون و عدالت، با رحمت،

1242
01:30:33,720 --> 01:30:36,860
در همه‌ی قضاوت‌های خود خواهید شد؟»

1243
01:30:37,260 --> 01:30:38,880
«خواهم کرد.» «خواهم کرد!»

1244
01:30:38,880 --> 01:30:41,610
بعد یک بخش بسیار طولانی درباره‌ی حفظ ایمان است،

1245
01:30:41,610 --> 01:30:45,310
ادامه دارد، چرندیات، چرندیات، چرندیات. که تو در نهایت می‌گویی...

1246
01:30:45,430 --> 01:30:50,000
«چیزهایی که من... اینجا قبلاً قول دادم،

1247
01:30:51,600 --> 01:30:53,500
آنها را انجام خواهم داد و حفظ خواهم کرد.»

1248
01:30:53,900 --> 01:30:55,290
خداوند به من کمک کند

1249
01:30:55,770 --> 01:30:58,470
و این تمام چیزی است که می‌گویی. چهار پاسخ کوتاه،

1250
01:30:58,470 --> 01:31:01,420
کتاب را ببوس و سوگند را امضا کن و تو شاه هستی.

1251
01:31:02,910 --> 01:31:03,760
آسان.

1252
01:31:17,140 --> 01:31:19,890
نزدیک بود او را برعکس تاج بگذاری اسقف اعظم!

1253
01:31:21,280 --> 01:31:25,230
یک نفر نخ مشخص‌کننده‌ی پشت تاج را برداشته بود، قربان.

1254
01:31:25,790 --> 01:31:28,190
سعی کنید نخ را گم نکنید، اسقف اعظم.

1255
01:31:28,950 --> 01:31:31,100
اسقف اعظم، ما پدر را کم داریم.

1256
01:31:35,700 --> 01:31:39,000
خیلی خوب، خیلی خوب. اسقف اعظم.

1257
01:31:40,540 --> 01:31:43,570
خب، امیدوارم اعلیحضرت از نتیجه خوشحال باشند.

1258
01:31:43,620 --> 01:31:46,800
می‌توانید الان آن دستگاه را خاموش کنید.

1259
01:31:47,090 --> 01:31:48,890
نه، صبر کنید، ادامه دهید.

1260
01:31:49,760 --> 01:31:51,490
بفرمایید بنشینید، اسقف اعظم.

1261
01:32:10,860 --> 01:32:14,290
بابا؟ بابا، او چه می‌گوید؟

1262
01:32:14,410 --> 01:32:17,730
نمی‌دانم، اما به نظر می‌رسد خیلی خوب دارد می‌گویدش.

1263
01:32:37,950 --> 01:32:41,220
قربان، من امروز درخواست ملاقات با شما را کرده‌ام...

1264
01:32:41,220 --> 01:32:46,220
تا استعفای خود را به عنوان نخست‌وزیر تقدیم کنم.

1265
01:32:48,480 --> 01:32:51,030
از شنیدن این خبر بسیار متاسفم، آقای بالدوین.

1266
01:32:51,750 --> 01:32:55,150
نویل چمبرلین جای من را به عنوان نخست‌وزیر خواهد گرفت.

1267
01:32:55,550 --> 01:32:58,760
این یک مسئله‌ی اصولی است. من اشتباه کردم.

1268
01:33:00,800 --> 01:33:02,840
برای من غیرممکن بوده است که باور کنم...

1269
01:33:02,840 --> 01:33:06,370
که هیچ مردی در جهان...

1270
01:33:07,310 --> 01:33:11,320
به اندازه‌ی هیتلر فاقد احساسات اخلاقی باشد،

1271
01:33:12,930 --> 01:33:15,700
اما جهان ممکن است برای...

1272
01:33:15,700 --> 01:33:19,730
بار دوم به ورطه‌ی جنگ ویرانگر پرتاب شود.

1273
01:33:22,030 --> 01:33:24,430
چرچیل از همان ابتدا درست می‌گفت.

1274
01:33:24,930 --> 01:33:27,230
این همیشه نیت هیتلر بود.

1275
01:33:28,770 --> 01:33:32,730
من بسیار متاسفم که شما را در این زمان بزرگ بحران ترک می‌کنم.

1276
01:33:36,040 --> 01:33:38,330
من بسیار می‌ترسم قربان،

1277
01:33:38,330 --> 01:33:41,750
که بزرگترین آزمون شما هنوز در پیش است.

1278
01:33:47,310 --> 01:33:51,500
من از اتاق کابینه با شما صحبت می‌کنم...

1279
01:33:51,500 --> 01:33:53,210
در خیابان داونینگ شماره ۱۰.

1280
01:33:54,920 --> 01:33:58,420
امروز صبح سفیر بریتانیا در برلین...

1281
01:33:59,170 --> 01:34:02,500
یادداشت نهایی را به دولت آلمان تحویل داد...

1282
01:34:03,670 --> 01:34:08,330
با این مضمون که مگر اینکه تا ساعت ۱۱ از آنها خبری بشنویم،

1283
01:34:09,100 --> 01:34:10,640
که آنها آماده باشند فوراً...

1284
01:34:10,640 --> 01:34:13,650
نیروهای خود را از لهستان خارج کنند،

1285
01:34:14,280 --> 01:34:17,600
وضعیت جنگی بین ما وجود خواهد داشت.

1286
01:34:19,380 --> 01:34:21,020
من باید الان به شما بگویم

1287
01:34:21,020 --> 01:34:24,210
که هیچ گونه چنین تعهدی دریافت نشده است،

1288
01:34:25,400 --> 01:34:30,490
و در نتیجه، این کشور در حال جنگ با آلمان است.

1289
01:34:36,840 --> 01:34:38,960
بالاخره قربان، این سخنرانی شماست.

1290
01:34:40,060 --> 01:34:41,670
شما ساعت شش پخش زنده دارید.

1291
01:34:42,210 --> 01:34:46,800
من زمان آن را کمی کمتر از نه دقیقه گرفتم.

1292
01:34:46,800 --> 01:34:49,240
متن کاملاً تأیید شده است.

1293
01:34:49,450 --> 01:34:52,220
نخست‌وزیر در پخش با شما همراه خواهد بود

1294
01:34:52,270 --> 01:34:54,640
که به صورت زنده در سراسر کشور،

1295
01:34:54,640 --> 01:34:56,660
امپراتوری و نیروهای مسلح ما پخش خواهد شد.

1296
01:34:56,710 --> 01:34:58,360
لاگ را فوراً به اینجا بیاورید.

1297
01:35:13,670 --> 01:35:15,600
- آن بادکنک‌های ضد هوایی هستند. - بله.

1298
01:35:17,620 --> 01:35:19,990
- آنها را سریع بالا آوردند. - آره.

1299
01:35:33,010 --> 01:35:35,020
باید کنار بکشیم و پناهگاهی پیدا کنیم؟

1300
01:35:35,020 --> 01:35:36,970
نه، مستقیم برو. ما خوب خواهیم بود.

1301
01:35:46,750 --> 01:35:48,500
- بله. قربان؟ - لیونل لاگ.

1302
01:35:48,590 --> 01:35:51,470
سرگرد هارتلی منتظر من است. این پسر من لوری است.

1303
01:35:59,610 --> 01:36:01,290
- متشکرم، لوری. - موفق باشی، بابا.

1304
01:36:08,380 --> 01:36:09,540
- سخنرانی شاه. - متشکرم، قربان.

1305
01:36:09,590 --> 01:36:11,890
حدوداً چهل دقیقه تا پخش وقت داریم.

1306
01:36:14,710 --> 01:36:17,030
بسیار متشکرم. متشکرم.

1307
01:36:18,040 --> 01:36:23,370
«ممکن است روزهای تاریکی در پیش باشد، و...»

1308
01:36:24,290 --> 01:36:25,790
دوباره امتحان کن.

1309
01:36:29,530 --> 01:36:33,590
«ممکن است روزهای تاریکی در پیش باشد، و...»

1310
01:36:35,190 --> 01:36:36,730
مکث‌ها را به سکوت تبدیل کن...

1311
01:36:36,730 --> 01:36:38,540
و به خودت بگو، «خداوند شاه را حفظ کند.»

1312
01:36:38,590 --> 01:36:42,090
من این را مدام می‌گویم، اما ظاهراً هیچ کس گوش نمی‌دهد.

1313
01:36:42,250 --> 01:36:45,560
سکوت‌های طولانی خوب هستند. آنها به مناسبت‌های بزرگ وقار می‌بخشند.

1314
01:36:45,610 --> 01:36:48,460
پس من با‌وقارترین شاهی هستم که تا به حال زندگی کرده است.

1315
01:36:49,170 --> 01:36:52,890
می‌دانی، اگر من باید شاه باشم، قدرت من کجاست؟

1316
01:36:53,100 --> 01:36:56,340
آیا من... آیا من می‌توانم یک دولت را اصلاح کنم؟

1317
01:36:56,340 --> 01:37:00,960
آیا من... آیا من... مالیات وضع کنم؟ اعلام جنگ کنم؟ نه.

1318
01:37:01,090 --> 01:37:03,260
با این حال من جایگاه همه‌ی قدرت هستم. چرا؟

1319
01:37:03,310 --> 01:37:08,960
چون ملت معتقد است که وقتی من... من صحبت می‌کنم، به نمایندگی از آنها صحبت می‌کنم.

1320
01:37:09,010 --> 01:37:10,560
اما من نمی‌توانم صحبت کنم!

1321
01:37:12,200 --> 01:37:13,870
بیا از اول همه را دوباره برداریم.

1322
01:37:13,870 --> 01:37:15,800
«در این ساعت سنگین»

1323
01:37:27,500 --> 01:37:31,470
در این ساعت سنگین... فاک، فاک، فاک.

1324
01:37:31,520 --> 01:37:34,780
شاید سرنوشت‌سازترین در تاریخ ما... لعنت، فضله، فضله.

1325
01:37:34,830 --> 01:37:38,480
من برای هر خانواده‌ای از...

1326
01:37:40,670 --> 01:37:43,620
می‌بینی، «پ» همیشه سخت است، حتی وقتی می‌خوانم.

1327
01:37:43,670 --> 01:37:45,700
روی آن بپر. «یک مردم.»

1328
01:37:46,000 --> 01:37:48,560
- نه people. - یک people.

1329
01:37:48,560 --> 01:37:53,380
خانواده‌های مردم من هم در داخل...

1330
01:37:53,380 --> 01:37:55,590
- و هم در خارج از کشور. - زیبا.

1331
01:37:56,260 --> 01:37:58,520
این پیام، دو-داه.

1332
01:37:58,520 --> 01:38:01,390
با همان عمق احساس بیان شده است. دو-داه...

1333
01:38:01,440 --> 01:38:05,390
برای تک تک شما گویی که من قادر باشم... فضله، فاک، لعنت!

1334
01:38:05,440 --> 01:38:08,450
از آستانه‌ی خانه‌تان عبور کنم و با شما صحبت کنم...

1335
01:38:10,330 --> 01:38:12,340
توی ذهنت، حالا. «من حق دارم که به طرز لعنتی شنیده شوم.»

1336
01:38:12,390 --> 01:38:16,090
به طرز لعنتی شنیده شوم، به طرز لعنتی شنیده شوم، خودم را به طرز لعنتی شنیدم!

1337
01:38:16,510 --> 01:38:19,090
حالا، والس. حرکت کن. حرکت پیوسته داشته باش.

1338
01:38:19,140 --> 01:38:24,830
برای دومین بار در زندگی اکثر ما ما در...

1339
01:38:25,470 --> 01:38:28,550
- «ما در،» یک مکث کن. - لیونل، من نمی‌توانم این کار را بکنم.

1340
01:38:28,600 --> 01:38:30,640
برتی، تو می‌توانی انجامش دهی.

1341
01:38:32,760 --> 01:38:36,260
- یک نگاه به پاراگراف آخر بنداز. - برتی، وقتش است.

1342
01:38:49,950 --> 01:38:52,300
- اسقف اعظم. - اعلیحضرت.

1343
01:38:53,420 --> 01:38:55,090
یک لحظه‌ی بزرگ، قربان.

1344
01:38:59,570 --> 01:39:01,770
- نخست‌وزیر. - اعلیحضرت.

1345
01:39:03,690 --> 01:39:08,150
خوشحالم که می‌بینمتان... اینقدر زود دوباره.

1346
01:39:13,570 --> 01:39:14,840
خوب است که اینجا هستید.

1347
01:39:14,840 --> 01:39:19,430
مطمئنم روز نسبتاً شلوغی داشته‌اید.

1348
01:39:19,990 --> 01:39:21,410
امیدواریم دیگر

1349
01:39:21,410 --> 01:39:23,810
مزاحمت از آن آژیرهای لعنتی نداشته باشیم، قربان.

1350
01:39:23,860 --> 01:39:25,990
یا آن سگ‌های بدبخت.

1351
01:39:27,230 --> 01:39:31,400
تبریک... تبریک می‌گویم. لرد اول دریاداری.

1352
01:39:31,700 --> 01:39:32,430
اعلیحضرت.

1353
01:39:36,420 --> 01:39:39,460
راه... طولانی.

1354
01:39:42,250 --> 01:39:43,750
موفق باشید، قربان.

1355
01:39:45,640 --> 01:39:48,040
من هم از این دستگاه می‌ترسم.

1356
01:39:49,750 --> 01:39:51,670
خودم هم نقص گفتاری داشتم، می‌دانید.

1357
01:39:53,150 --> 01:39:56,190
- نمی‌دانستم. - راز خانوادگی. زبان‌بندی (ناتوانی در تکلم).

1358
01:39:56,960 --> 01:39:59,620
یک عمل جراحی خیلی خطرناک در نظر گرفته شد.

1359
01:39:59,670 --> 01:40:03,220
من در نهایت از آن یک دارایی (نقطه‌ی قوت) ساختم.

1360
01:40:06,390 --> 01:40:08,540
- متشکرم، آقای چرچیل. - قربان.

1361
01:40:09,420 --> 01:40:10,770
عزیزم.

1362
01:40:10,890 --> 01:40:11,900
چقدر مونده، لاگ؟

1363
01:40:12,200 --> 01:40:13,990
کمی کمتر از سه دقیقه، قربان.

1364
01:40:44,650 --> 01:40:47,050
- آقای وود. - موفق باشید، اعلیحضرت.

1365
01:40:50,240 --> 01:40:51,100
آقای وود.

1366
01:40:52,360 --> 01:40:53,700
شما نشان (مدال) دریافت خواهید کرد، لاگ.

1367
01:40:54,000 --> 01:40:55,160
من آن را دنج کردم.

1368
01:40:57,410 --> 01:40:58,700
کمی هوای تازه.

1369
01:40:59,900 --> 01:41:01,910
اینجا هستی، عزیزم.

1370
01:41:05,430 --> 01:41:07,240
من الک‌کننده‌ی خار هستم، من یک الک دارم

1371
01:41:07,240 --> 01:41:10,180
از خارهای الک شده و یک الک از خارهای الک نشده.

1372
01:41:10,230 --> 01:41:11,910
من یک الک از خارهای الک شده دارم

1373
01:41:11,910 --> 01:41:14,510
و یک الک از خارهای الک نشده، چون من...

1374
01:41:14,560 --> 01:41:17,560
برتی، عزیزم، مطمئن شو که روشن نیست!

1375
01:41:18,410 --> 01:41:19,860
یادت باشد چراغ قرمز چهار بار چشمک می‌زند

1376
01:41:19,860 --> 01:41:22,090
و بعد من از آنها خواسته‌ام که آن را خاموش کنند،

1377
01:41:22,140 --> 01:41:23,660
چون ما نمی‌خواهیم که آن

1378
01:41:23,660 --> 01:41:25,400
چشم زخم (چراغ قرمز) تمام مدت به تو خیره شود.

1379
01:41:26,690 --> 01:41:28,190
یک دقیقه، قربان.

1380
01:41:30,780 --> 01:41:32,930
مطمئنم عالی خواهید بود.

1381
01:41:44,630 --> 01:41:46,480
چهل ثانیه، قربان.

1382
01:41:49,270 --> 01:41:53,150
لاگ، هر طور که این پیش برود،

1383
01:41:55,480 --> 01:41:58,580
نمی‌دانم چطور از شما برای کاری که کرده‌اید تشکر کنم.

1384
01:42:01,730 --> 01:42:03,230
شوالیه‌گری؟

1385
01:42:07,950 --> 01:42:09,450
بیست ثانیه.

1386
01:42:15,550 --> 01:42:20,220
همه چیز را فراموش کن و فقط آن را به من بگو.

1387
01:42:20,220 --> 01:42:22,910
آن را به من بگو، به عنوان یک دوست.

1388
01:43:05,040 --> 01:43:09,050
در این ساعت سنگین،

1389
01:43:16,120 --> 01:43:21,220
شاید سرنوشت‌سازترین در تاریخ ما،

1390
01:43:24,470 --> 01:43:32,880
من برای هر خانواده‌ای از مردم خود پیام می‌فرستم،

1391
01:43:36,550 --> 01:43:37,830
هم در داخل...

1392
01:43:42,740 --> 01:43:43,940
و هم در خارج از کشور،

1393
01:43:54,330 --> 01:43:55,830
این پیام را...

1394
01:43:57,500 --> 01:44:01,440
که با همان عمق احساس بیان شده است...

1395
01:44:02,700 --> 01:44:04,250
برای تک تک شما...

1396
01:44:05,140 --> 01:44:09,160
گویی که من قادر باشم از آستانه‌ی خانه‌تان عبور کنم...

1397
01:44:10,320 --> 01:44:13,810
و خودم با شما صحبت کنم.

1398
01:44:18,200 --> 01:44:22,140
برای دومین بار در زندگی اکثر ما،

1399
01:44:23,130 --> 01:44:27,670
ما در... در جنگ هستیم.

1400
01:44:32,170 --> 01:44:36,140
بارها و بارها،

1401
01:44:37,620 --> 01:44:40,460
ما سعی کرده‌ایم پیدا کنیم...

1402
01:44:43,100 --> 01:44:51,130
راهی مسالمت‌آمیز برای خروج از اختلافات بین خودمان...

1403
01:44:52,550 --> 01:45:00,180
و کسانی که اکنون دشمنان ما هستند.

1404
01:45:02,220 --> 01:45:05,410
اما بی‌نتیجه بوده است.

1405
01:45:07,600 --> 01:45:11,000
ما مجبور به یک درگیری شده‌ایم.

1406
01:45:12,370 --> 01:45:17,040
چون ما فراخوانده شده‌ایم تا با چالش یک اصل روبرو شویم

1407
01:45:18,420 --> 01:45:20,680
که اگر پیروز شود،

1408
01:45:21,400 --> 01:45:25,000
برای هر نظم متمدنی مرگبار خواهد بود...

1409
01:45:26,430 --> 01:45:27,680
در جهان.

1410
01:45:29,110 --> 01:45:30,870
چنین اصلی،

1411
01:45:32,190 --> 01:45:36,200
از هر گونه نقاب عاری شده،

1412
01:45:37,650 --> 01:45:40,240
قطعاً همان...

1413
01:45:44,130 --> 01:45:50,130
عقیده‌ی ابتدایی است که زورگو حق است.

1414
01:45:52,130 --> 01:45:56,890
به خاطر تمام چیزی که خودمان برایش ارزش قائل هستیم،

1415
01:45:58,020 --> 01:46:08,100
غیرقابل تصور است که از روبرو شدن با این چالش خودداری کنیم.

1416
01:46:11,000 --> 01:46:18,270
برای این هدف والا است که من اکنون فرا می‌خوانم...

1417
01:46:18,990 --> 01:46:26,100
مردم خود را در داخل و مردم خود را در آن سوی دریاها،

1418
01:46:26,850 --> 01:46:31,470
که آرمان ما را آرمان خود خواهند کرد.

1419
01:46:32,220 --> 01:46:38,010
از آنها می‌خواهم که آرام و محکم بایستند،

1420
01:46:39,110 --> 01:46:43,020
و متحد در این زمان آزمایش.

1421
01:46:44,150 --> 01:46:46,450
کار دشوار خواهد بود.

1422
01:46:47,890 --> 01:46:51,440
ممکن است روزهای تاریکی در پیش باشد،

1423
01:46:51,980 --> 01:46:59,250
و جنگ دیگر نمی‌تواند به میدان نبرد محدود شود.

1424
01:47:00,180 --> 01:47:04,940
اما ما فقط می‌توانیم کار درست را انجام دهیم همانطور که درست را می‌بینیم...

1425
01:47:06,010 --> 01:47:13,950
و با احترام آرمان خود را به خدا می‌سپاریم.

1426
01:47:16,380 --> 01:47:23,950
اگر یک‌جا و همگی با قاطعیت به آن وفادار بمانیم،

1427
01:47:25,200 --> 01:47:29,150
آنگاه، با یاری خدا،

1428
01:47:31,150 --> 01:47:34,760
پیروز خواهیم شد.

1429
01:47:50,200 --> 01:47:51,700
خیلی خوب، برتی.

1430
01:48:06,640 --> 01:48:09,060
تو هنوز روی «و» لکنت داشتی؟

1431
01:48:10,430 --> 01:48:13,810
مجبور بودم چند تا بندازم تا آنها بدانند که من هستم.

1432
01:48:19,150 --> 01:48:22,200
تبریک می‌گویم، اعلیحضرت. یک گوینده‌ی واقعی.

1433
01:48:22,250 --> 01:48:23,800
متشکرم، آقای وود.

1434
01:48:26,940 --> 01:48:29,040
تبریک می‌گویم، اعلیحضرت.

1435
01:48:29,970 --> 01:48:32,770
- تبریک می‌گویم، اعلیحضرت. - متشکرم.

1436
01:48:43,700 --> 01:48:45,200
آماده.

1437
01:48:46,090 --> 01:48:47,590
- خوب بود؟ - عالی.

1438
01:48:49,330 --> 01:48:53,860
اولین سخنرانی شما در زمان جنگ. تبریک می‌گویم.

1439
01:48:55,320 --> 01:48:59,210
انتظار دارم که باید خیلی بیشتر انجام دهم.

1440
01:49:03,390 --> 01:49:04,890
متشکرم، لاگ.

1441
01:49:14,390 --> 01:49:17,830
آفرین، دوست من.

1442
01:49:20,520 --> 01:49:23,810
متشکرم، اعلیحضرت.

1443
01:49:36,820 --> 01:49:38,470
می‌دانستم خوب خواهی بود.

1444
01:49:47,830 --> 01:49:50,470
متشکرم، لیونل.

1445
01:49:54,150 --> 01:49:55,650
ادامه؟

1446
01:49:56,500 --> 01:49:58,370
تبریک می‌گویم، قربان.

1447
01:49:59,790 --> 01:50:01,810
تقریباً بهتر از خودم انجامش دادید، قربان.

1448
01:50:01,860 --> 01:50:04,600
اعلیحضرت، من مات و مبهوت شدم.

1449
01:50:04,990 --> 01:50:06,670
تبریک می‌گویم، قربان.

1450
01:50:06,860 --> 01:50:07,970
آقایان.

1451
01:50:08,770 --> 01:50:10,440
تبریک می‌گویم، اعلیحضرت.

1452
01:50:10,490 --> 01:50:12,260
پس بابا چطور بود، الیزابت؟

1453
01:50:14,590 --> 01:50:17,970
اولش گیر داشت، اما خیلی بهتر شدی بابا.

1454
01:50:18,540 --> 01:50:19,640
خدا به تو برکت دهد.

1455
01:50:20,770 --> 01:50:24,460
- و تو چطور، مارگارت؟ - تو کاملاً عالی بودی، بابا.

1456
01:50:24,510 --> 01:50:25,930
البته که بودم.

1457
01:50:27,980 --> 01:50:29,480
همه آماده‌ایم؟

1458
01:50:30,210 --> 01:50:31,710
بیایید دخترها.

